سلام بچه ها من از دیروزه اعصابم خیلی خرده من و همسرم یه دعوای شدید داشتیم یک هفته پیش کار به طلاق هم کشید ولی جدانشدیم چون هم دیگه رو دوست داریم ولی مادر شوهر من از این دعوا ها سو استفاده میکنه دیشب اس ام اس های شوهرمو یواشکی خوندم دیدم به مامانش نوشته کوه منی سلطان منی صبح ها بهش صبح بخیر میگه قربون صدقش میره مادر شوهرمم همش ناز میکنه براش اس ام اس میده شیر من بیدار شدی جووون قربونت برم پسرم اینم بگم سنش زیاد نیست از این قرطیاس روزی ده بار زنگ میزنه با شوهرم ۱۰ دقیقه ۱۰ دقیقه حرف میزنن همه چیمونو توضیح میده به مادرش من نمیدونم چیکار کنم انگار دوست دختر دوست پسرن انقدر محبت های الکی کرده به شوهرم دیگه کار های منو محبتامو نمیبینه شما راه حلی دارین برای من
خب گلم چرا گذاشتی مادر شوهرت از دعواتون بویی ببره زمان میبره تا دست از سر شوهرت بکشه مگه اینکه شوهرت جلو مادرش قربون صدقه ی تو بره اونموقع مادره میفهمه شما با هم خوبین دیگه زنگ زدناشو کمتر میکنه