2777
2789
عنوان

خیلی داغونم

| مشاهده متن کامل بحث + 345 بازدید | 36 پست
خب عزیزم تمام مردا مغرورن و دوس دارن رئیس خونه باشن مخصوصا سالهای اول زندگی مشترک نباید باهاش لجباز ...

من اصلامغرورنیستم بلکه ازگذشت بیش ازحدم اینجوری شده عادت کرده به دستوردادن

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب مگه شناخت نداشتی ک شدی زنش

ازدواج سنتی

اولش خیلی خوب بودن توعقدیسری اختلافات فرهنگی پیش اومدباکل خانوادم درگیرشددرگیری لفظی وفیزیکی ک بعدعروسی تلافیش دراورد

درکت میکنم خیللللللللی خیللللللی درکت میکنم توکل کن ب اون بالایی وازش صبربخواه بهش رونده باهش کم صحب ...

فعلاک شوهرم چمدونش جمع کردورفت پدرشوهرمم چون بهم خونه داده یودمن ازخونه بیرون کردپیش خانوادمم

خب حالا یه بار مثل خودش شو ببین نتیجه چی میشه

اینم تست کردم کتک زدمنم واس دفاع ازخودم زدمش ولی فحش نمیتونم بدم یبارم خلاف حرف پدرشوهرم حرف شوهرم گوش دادم پدرشوهرم ی سیلی محکم نوش جونم کرد...خانوادش بهش یادمیدن

اوووو.پس کلا از نطر فرهنگی اینجوریه.تحملش کن.تغییر نمیکنه.مگه از اول متوجه نشدی؟

نه باباخوب بوداولاش ...مادرش دیدروزب روزداره وابسته من میشه بیشتردخالت کردتحریکش کردانداخت ب جون من

تاحالانتونسم ب طلاق فکرکنم میگم صبرکنم همه راه هاروهم امتحان کردم ولی نمیشه 

عزیزم

این شرایطی ک شما داری

طرف خود برتر بینی کاذب داره

ازدواج مجدد میکنی

عمرتو پاش نزار

زندگی يه باره

موفق باشی

نامِه اِی بِه نیمِه گُمشَدِه گور بِه گور شُدَم:اونقَدر دیر اومدی کِه مامانَم دارِه از جَهیزیَم اِستِفاده میکُنِه  
حالا بیرون رفتن شاید ی زمانی دزست بشه ولی من هرکاری میگم باید انجام بدی مگه چ کاری هس ک اون میگه بای ...

ی مثال ساده بزنم بحث کردم باهاش بهم گفت پاشو گفتم پانمیشم همش میزنی توصورتم فکم دررفت گفت میگم پاشودادوبیدادپانشدم زدتلویزیونم شکست ی ماه تلویزیون نداشتم اخرشم ک اینه اوضام

عزیزم این شرایطی ک شما داری طرف خود برتر بینی کاذب داره ازدواج مجدد میکنی عمرتو پاش نزار زندگی ...

دلم بحالش میسوزه ب خاطرخانوادش زندگیش داده نابودمیکنه دست ازخانوادشم نمیکشه 

پدر شوهرت سیلی زد بهت😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨 واقعا دیگه نمید ...

چون شوهرم اجازه دادبرم خ داداشم شب چله ولی پدرشوهرم گفت شب چله بایدباماباشی رفتم عقدش شدی سیلی جلوی چش شوهرم زدواونم بی تفاوت هیچی نگفت ک اخ باباچرا...گفت حقت بودبزرگ ماس

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108