سلام دوستان وقتون بخیر ممنون میشم راهنماییم کنید،من با ی نفر حدود دوسال که آشنا شدم و خانواده هامونم درجریان هستن ولی ایشون هیچ اقدامی برای خواستگاری نمیکنن به نوعی میترسن منم تو این دوسال همه خواستگارام و بی برو برگرد جواب رد دادم بهشون تا اینکه دیروز یکی از همسایههامون مستقیم از من خواستگاری کردن برای یکی از دوستانشون تمام شرایط ازدواج رو دارن کامل من نمیدونم باید چکار کنم فقط پدرم ور جریان اشنایی من نبودم الانم پدرم پاش و گرده تو ی کفش که وقتی تحصیلات عالیه داره شغل رسمی داره استاد دانشگاهم هست چرا نه میگی بدلیلش و بگو چی جواب بدم بهش رومم نمیشه به پسری که باهاش اشنا میشم بگم چکار کنم چجوری بگم اگه میخوای بیای بیا😢😢واقعااا نمیدونم چه کنم.
با عقلت تصمیم بگیر نه با احساست تاکی میخوای منتظرش بمونی ببین عقلت چی میگه همیشه هم اون کسی که فکرمی ...
من اگر هم تا الان صبر کردم فقط بخاطر اخلاقش والاه خانوادش خیلی پاینتر از خانواده من هستن دوتا خواهر داره همش قهر میکنن با همسراسون خونه پدرشونن البته بیشتر پاپس کشیدنش به خاطر رفتارهای خواهرشون با همسراشون که باعث ترسش شده
دوست عزیزم شما تو سنی نیستی که بتونی ریسک کنی و بگی عیب نداره ۵.۶ سالمشده باشه باهاش دوست می مونم ،شد شد نشد نشد. ممکنه خدایی نکرده تا اونموقع دیگه شرایطی مثل این مورد واستون پیش نیاد و افسوس بخورید یا مجبور شید با کیس خیلی پایینتر ازدواجکنید
کی فکرشو میکرد یه روزی حرفامونو به آدمایی بزنیم که هیچ وقت ندیدیمشون...
تو این دوسال خواستگارای خیلییی بهتر از خواستگاری که الان داشتم و رد کردم ولی این و دیگه چون مستقیم ب ...
باید از همون اول هدفتون رو از آشنایی مشخص میکردید، الانممستقیمبهش بگید که تکلیفتون روشن شه ،بدونخجالت و رودربایستی . نمیتونید که رو آیندتون ریسک کنید .
کی فکرشو میکرد یه روزی حرفامونو به آدمایی بزنیم که هیچ وقت ندیدیمشون...
باید از همون اول هدفتون رو از آشنایی مشخص میکردید، الانممستقیمبهش بگید که تکلیفتون روشن شه ،بدونخ ...
اولش من بهش گفتم من اهل دوستی نیستم نه وقتش و دارم نه حوصلش و گفت هدف ما ازدواج دوستی نیست ولی اوضاع مملکتم طوری شد همه ازدواج میترسن برادرخودم من جمله با این تفاوت که اون کسی و تو زندگیش معطل نکرده