2777
2789
عنوان

خواستگار

| مشاهده متن کامل بحث + 1704 بازدید | 72 پست

مطمعن باش این کاری که باتو کرد یه روزی خدا با دخترهای خواهرش میکنه یا خدا در آینده به خودش دختری میده که یه نفر اینکارو باهاش بکنه،به کلی فراموشش کن اون لیاقت تورو نداشته لیاقت تو یکی بهتر از اونه،مردی که از مادرش و خواهراش حرف شنوی داره به درد یه عمر زندگی نمیخوره


خب بهش برنمیخوره اینجوری ؟منم مغرورم میخوام خودش دهن باز کنه بگه ، دوسال کشته من مامانشینا هم اومدن ...

بزار بگیم برات .

خواستگارت رد نکن.

این تقا مرد مسیولیت پذیری تو زندگی نیست تو دوست داشتن خودش به شماهم .

همکارم بعد ۲ سال دوستی کل خانواده فک فامیل میدونستتن و به عنوان عروس میشناخت اخر پسره ۲ روز پیش ولش کرد گفت نمیخوامت برو .

اشتباه نکن 

میشه برا حاجت روایی منم یه صلوات مهمونم کنید؟؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مطمعن باش این کاری که باتو کرد یه روزی خدا با دخترهای خواهرش میکنه یا خدا در آینده به خودش دختری مید ...

من دیروز واقعاا حالم بد بود رفتم پیش ی سید و از قران برام استخاره مانند کرد با اسم من و اسم ایشون سوره یونس اومد تو اون سوره نوشته بود اینها قوم گمراه هستند، چه انتظاری از قوم گمراه داری انها هیچ کمکی نمیتواند بهت بکنن سیر بهم گفت شما ستارههاتون با هم نمیخونه و این شدیدا خانوادش و مادرش از تو جدا میکنن و اگه وارد خانواده اونا بشی تنها خواهی ماند و عاقبتی جز زجر برات نخواد داشت به اینده فکر کن و از این خانواده دل بکن که گناهکارایی بیش نیستن یعنی قلبم که اشوب بودش بعد شنیدن این حرف اونقدر اروم شد اونقدر اروم شد انگار اب ریختن بعد چند روز تونستم شب بخوابم امیدوارم هرکدوم از خواهراش تو زندگیشون تجربه کنن فقط خدا رو الان باید شکر کنم که خیلیییی دوستم داشته که دستشون و برام رو کرد اخه همیشه برام سوال بود اینا چرا فقط جمع خانوادگیشون هست همین چند نفر با هیچ کس در ارتباط نیستن زندایی همه بر علیه اینا حرف میزنن نگو مادره خدای ظلم بوده کسی که ب دختراش دستور میده شوهرتون حرف اضافه زد قهر کنید بیاید خونه پدرتون، خدایا رو خیلی دوست دارم فقط ازش میخوام هر چه زودتر کل خاطراتش و از ذهنم پاک کنه و هیچ وقت هیچ وقت تا اخر عمرم نه خودش و ببینم نه خانوادش و هیچ وقت

"و تو در پناه خدایی و او هیچ وقت دیر نمیکند"
من دیروز واقعاا حالم بد بود رفتم پیش ی سید و از قران برام استخاره مانند کرد با اسم من و اسم ایشون سو ...

واقعـــــــا خدا خیییییییلی دوستت داشته،خدای نکرده اگه باهاش ازدواج کرده بودی و بعد از چندسال بایه بچه میخواستی ازش جداشی چی؟من اگه جات بودم نماز شکر میخوندم

واقعـــــــا خدا خیییییییلی دوستت داشته،خدای نکرده اگه باهاش ازدواج کرده بودی و بعد از چندسال بایه ب ...

واقعااا جای شکر هستش؛کسی که نتونه از همون اول پشت سر ادم بیاسته جا خالی کنه به درد لای جرز دیوار میخوره هر چند خودش در ظاهر مهربون بود ولی چه فایده خانواده بی حیایی داشت اینم خیلی دهن بین بود.

"و تو در پناه خدایی و او هیچ وقت دیر نمیکند"

عزیزم چقد تاپیکت مفید بود برام، الان درچه حالی؟ منم تقریبا شرایطی مشابه ت دارم با این تفاوت ک مدت آشناییمون کوتاه بود و اون خودش ب من گفته بود هر وقت خواستگار بهتر از من اومد بسنج و انتخاب کن، من خیلی ساده بودم ک متوجه منظورش نبودم و در آخر از طرف اون تموم شد چون گفت نمیخاد مانع انتخابای من باشه! به همین راحتی...

الان بعد یک هفته پیام داده ک حالمو بپرسه امروز بعد دو روز جواب دادم باز غروب پیام داد ک من جواب ندادم دیگ،

عزیزم چقد تاپیکت مفید بود برام، الان درچه حالی؟ منم تقریبا شرایطی مشابه ت دارم با این تفاوت ک مدت آش ...

من شبا بیشتر از چهارساعت نمیتونم بخوابم دقیقا راس ساعت ۴ شب بیدار میشم از پنج شنبه اومدم خونه مادربزرگم تا کمی اوضاع روحیم بهتر بشه چون خیلیی انرژی مثبته کمی تو روحیم فرق کرده اون اصلا بهم ی پیامم نداد که حالم و خبردار بشه و این قشنگ نشون داد که اصلا براش مهم نبوده؛اون که به شما گفته بوده از اول با این تفاوت  که من هر دفعه از خواستگارام حرف زدم اون گفت من خواستگارتم یعنی ردشون کن؛من  ای کاش اصلا وارد این رابطه نمیشدید ولی عیب نداره این و بزارید به حساب تجربه زندگیتون سعی کن ازش فاصله بگیری عزیززم هرچه زودتر به صلاحت و اگر هم الان داره حالتون و جویا میشه به خاطر عذاب وجدانش نه چیز دیگه سعی کن فقط ارتباط رو با خدا قویتر کنی من هفته پیش بی اختیار از چشمام اشک میامد ولی این هفته خیلیی بهتره شکر خدا تنها چیزی که اذیتم میکنه اینه شبا چهارساعت بیشتر خوابم نمیبره چون سرکارم میرم خیلی خیلی اذیت میشم.توکلت بخدا باشه عزیزززم خدا خیلی بزرگه 

"و تو در پناه خدایی و او هیچ وقت دیر نمیکند"
من شبا بیشتر از چهارساعت نمیتونم بخوابم دقیقا راس ساعت ۴ شب بیدار میشم از پنج شنبه اومدم خونه مادربز ...

منم همه این اشکا و بی خوابی هارو گذروندم، تو محل کارم با همکارم صحبت میکردم یه دفعه اشکام می‌ریخت، تازه خوب شدم و کنار اومدم ک دیشب پیام داد میخاد برگرده، میگه چون شرایطش فراهم نبوده گفته تموم شه و اصلا پشیمون نیست از رفتارش و تعجب میکنه ک چرا من دیگ نمیخوامش میگه تو چند روز چطور میتونی فراموش کنی؟ ولی من حس میکنم قلبم مچاله شده

خیلی خوشحالم حس میکنی بهتری، خوندن مطالب طنز خیلی اثر داره روی روحیه ات، و اینکه با خواستگار جدیدت آشنا شو، من این کارو کردم و با اینکه فهمیدم ب دردم نمیخوره و جواب رد دادم فهمیدم انتخاب جایگزین براش کار سختی نیست

منم همه این اشکا و بی خوابی هارو گذروندم، تو محل کارم با همکارم صحبت میکردم یه دفعه اشکام می‌ریخت، ت ...

اشتباه نکن عزیززم؛اصلاااا اون اگر میخواست تو رو برای رسیدن؛ تمام تلاشش رو میکرد عین برای من حالا برای شما که گفته بود فقط دوست هستید برای من هر دفعه میگفت که من خواستگارتم و فلان و چون اخلاق من و میدونه شاید پیام نمیده چون من اگه از کسی دلم بشکنه دیگه برای همیشه از چشمم میافته؛باز خودت تصمیم گیرنده ای ولی من به این نتیجه رسیدم کسی اگر کسی رو دوست داشته باشی هیچ وقت راضی به ناراحتیش نمیشه من اگه هم برگرده برام دیگه مهم نیستش؛چون دیگه دوست ندارم روزای سختی که پشت سر گذاشتم مجددا برام تکرار بشه  و اونقدر به خدا ایمان دارم که میدونم حتما ی خیری تو این کار بوده که خواستگار با اینکه جوابم منفی بود بهش بیاد مستقیم بعد دوسال به پدرم بره بگه من هم بهش بگم که چاره ای ندارم چکار کنم میخوام به بابام بگم من باهات حرف میزنم و اون هم بزگرده اون جواب رو بهم بده الان تو این ی هفته به خیلی چیزا رسیدم اینکه خدا خواست نشون بده بهم که هیچ چیز از هیچ کس بعید نیستش و تو زندگی اگه تک و تنها باشم با بدترین شرایط قدرت روی پای خودم ایستادن رو داشته باشم 

"و تو در پناه خدایی و او هیچ وقت دیر نمیکند"
خب حق داره برنجه چون دوستت داره 

اگه دوستم داشت نمیگفت ما دوستای خوبی بودیم باهم؛،وقتی من بهش گفتم میخوام بگم به بابام ماباهم حرف میزنیم یعنی من بهت علاقه دارم و نمیخوام کس دیگه ای باشه این میون،برگشت بهم گفت بگو خواستگارات بیان من قصد ازدواج ندارم اگه کسی؛ کسی رو بخوااد میگه تا این وقت منتظر من باش من شرایطم محیا نیست،دختری که پسری رو دوسال منتظرش بوده و خواستگارای خیلیییی خوب و رد کرده بخاطر طرف؛ بازم رد میکنه ولی اونقدر اون غرور داشت که این حرف و بهم نزد،گفت برو ازدواج کن

"و تو در پناه خدایی و او هیچ وقت دیر نمیکند"
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792