منم تا مجرد بودم درک نمیکردم
تا اینکه نامزد کردم از روز اول یکیشون شروع کرد به چشم و هم چشمی و حسادت و غیره
منم ک تازه وارد سر در نمی آوردم از همون اول بهش کم محلیکردم جوری ک به حساب نمی آوردمش هر چی بخره هر جا بره هر کاری بکنه برام بی اهمیت بود چون ذاتا ن حسودم نه چشم به هم چشم خیلی نسبت بهم حسوده خودشو به در و دیوار میزنه از مندسر بشه اما توانشو نداره،
با اون یکی جاریم هم مثل خواهریم اون خیییلی خوبه واقعا