ببخشید چندبارم تاپیک زدم ولی آروم نمیشم از بس گریه کردم چشمام پف کرده شوهرم کارمنده دولته بعد رفت یه شرکت زد و لی کارای شرکت نگرفت افتاده توقرض شرکاشم ولش کردن وشوهرمم خیلی غصه میخورد تواین اوضاع برادر شوهرم که من ازش بیزارم گفت میخوام برات کار کنم منم تا شنیدم گفتم نه چون این آدم درگذشته کم بلایی به سرمون نیاورد به خانوادم توهین کرد و سرمون کلاه گذاشت اینارو به شوهرم گفتم کوتاه نیومد گفت دارم بدبخت میشم بذار بیایه پولی اومد قرضامو میدم میکشم کنار اینقدر گفت تاراضی شدم حالا برادرش رفته دنبال کار جلو من نشسته میگه خدا خیرش بده کاری رو بردجلو منم ناراحت شدم از سرشب دارم گریه میکنم من بهش گفتم برادرت خط قرمزه منه ولی به من توجهی نکردحالا اینقدر ازش سرد شدم هرچی میگم میگه ورشکست دارم میشم باید برم زندان ولی من دوست نداشتم این ادمو بیاره توکاراش
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
عزیزم دوست داری شوهرت بیوفته زندان؟ الان شوهرت توی فشار و بدبختی و فکر و خیال داره دست و پا می زنه تو باید همراهش باشی این طور فکر نمی کنی؟ کینه و ناراحتی که از برادر شوهرت داری سر جای خودش ولی فکر می کنی الان زمان خوبی برای کینه جویی؟ کی بیشتر ضرر می کنه ؟ اگه فکر بهتری به ذهنت می رسه اونو بهش بگو ولی با رد کردن تنها راه حلش اعصباشو فقط خورد می کنی. بگرد یک راه حل بهتر پیدا کن تا بتونی از این شراکت با برادرش منصرفش کنی ولی تا پیدا نکردی اذیتش نکن