2777
2789
عنوان

دارم دیونه میشم

335 بازدید | 40 پست

همش داریم بحث میکنیم یعنی از روزی ک فهمیدم حامله ام تا الان ک سقط شده ۹ ۱۰ روز میگذره 

حس میکنم داریم از هم دور میشیم  نمیدونم چیکار کنم .😭😭😭

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سرچی بحث می کنید؟سرسقط جنین؟ شروع کننده بحث کیه؟شما یا همسرت؟

این ماه کلا من خونه مامانم اونم  خونه مامانش برای امتحاناتش  از روزی  ک سقط کردم اومدم خونه مادرم کسی نمیدونه سقط کردم. بهم اهمیت نمیده نگرانم نیست مثلا من قهر میکردم قبلا  هزاربار زنگ میزد هزاربار معذرت خواهی دلی الان ی ذره جوابشو ندم  اونم دیگ یخیال میشه

۵ هفته .ناراحت بچه نیستیم ولی نمیدونم چرا انقد بهونه گیر شدم از طرفی شوهرم سابقه نداشته انقد بهم بی ...

عزیزم شما دچار افسردگی پس از زایمان شدی، درسته سقط کردی ولی همون هورمونهای پس از زایمان ترشح میشه، این افسردگی شما ناخوداگاه رو همسرت هم اثر میذاره

این ماه کلا من خونه مامانم اونم  خونه مامانش برای امتحاناتش  از روزی  ک سقط کردم اومد ...

چ جالب مثل من منم 2ماه ونیم باردارم دقیقا شوهرم بی توجه وبیخیال اصلا محبت نمیکنه حتی ذره ای براش مهم نیست طول روزچه دردهایی دارم تحمل میکنم.والامنم نمدونم چش شده

عزیزم شما دچار افسردگی پس از زایمان شدی، درسته سقط کردی ولی همون هورمونهای پس از زایمان ترشح میشه، ا ...

چیکار کنم اخه ‌.دلم نمیخواد اینجوری شه  دوسش دارم زندگیمو دوس دارم ولی داریم از هم دور میشیم

چ جالب مثل من منم 2ماه ونیم باردارم دقیقا شوهرم بی توجه وبیخیال اصلا محبت نمیکنه حتی ذره ای براش مهم ...

خیلی سخته .مخصوصا از این ک شوهرم قبلا خیلی بهم توجه میکرد الان برعکس شده

وای من موقع سقط انقد ناراحت و درد داشتم  شبش اومدم خونه مامانم بهش گفتم ک تو هم مثل اون بچه ک سقط شد از چشمم افتاد الان میگه تو این جوری باهام حرف میزنی من چیکار کنم اخه .😭😭😭

خیلی سخته .مخصوصا از این ک شوهرم قبلا خیلی بهم توجه میکرد الان برعکس شده

دقیقامنم خیلی غرق محبت بودم فک میکردم بااومدن بچه زندگیمون پررنگتروعشقمون ولذتهای زندگیمون بیشترمیشه درحالیکه کمتروکمترداره میشه حتی به بی احترامی توجمع رسیده خیلی ناراحتم نمدونم چکارکنم تامثله خودش بیتوجه بشم.میخوام صبوری نکنم میخوام مثله تودش بچزونمش ک بفهمه چقددردناک باویارها ومسائل بارداری ک دارم یه دردبزرگترک کمبودتورودارم اضافه شد.هرروزفقط گریه میکنم وحرص میخورم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2838
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز