سلام عزیزان... تمامی دوستانی که اینجان از موضوعات تا\یک های من خبر دارن.
الان باید تصمیم بگیرم.
خب اینطوریاست که من با بسر عمم ازدواج کردمو مادرشوهرم عمم هستن و خواهر شوهرام دختر عمه هام که متاسفانه تبدیل به زامبی شدن بعد از عروسی. (میتونین موضوعاتی که نوشتمو بخونین و در جریان قرار بگیرین.)
یه مدت قهر کردیمو رفتیم تهران... همسرم برگست اینجا تا وسایلو جمع کنه و دعواش شد دوباره با عمم که مادرشه و گفت زندگیمو نابود کردین. عمم خیلی ناراحت شد و میگفت من برادرزاده و برادرمو دوست دارم. شوهر عمم زنگ زد دلجویی و شوهرم اومد با هزار التماس اجازه مجدد خواست از خانوادم که من دوباره برگشتم کرمان. الان با همسرم فیلم عقد و عروسیو دیدیمو خیلی به مامانشو خانوادش فحش میداد.. من میگفتم بگذر کلی گریه کرد. گفت حقمون نبود ما نونو نمک همو خوردیمو بزرگ شدیم. من خیلی یهو دلم برایاون روزا تنگ شد و گفتم یه کاری کنم که این بحثا دیگه کشش نکنه و به روزای خوب برگردیم که همه خوشحال بودیم اینم یکم دلشو با خانوادش نرمو درست کنم. با خودم فکر کردم که کادویی چیزی بگیریمو بریم خونشون و فقط فقط از خودش و شوهرش دلجویی نهایی رو کنیم چون یه قدم برداشتن که من برگردم.. ازطرفی عممم هست و دلم براش تنگ شده اما یاد کاراش و بی معرفتیاش و طرف دختراش بودن میوفتم دلزده میشم از این کار. عمم خیییییییییلی باهام خوب بود. یهو دختراش گرفتنش توی مشتش.
سوال:
1. بنظرتون چیکار کنم؟
2. اگه اینکارو کنم درسته؟ همسرمو چجوری راضی کنم؟
3. با مامان چیکار کنم بفهمه ناراحت میشه؟
4. چیکار کنم بازدید این تا\یکم بیشتر باشه و نظرات بیشتری بهم بدن؟
5. اصلا کار درستیه؟
منتظر راهنماییتون هستم