2777
2789
عنوان

دیگه خسته شدم

254 بازدید | 27 پست

بچه5-6ماهه مامان بابا و داداشمو ندیدم و قهریم باهم.شوهرم ازشون ناراحته ولی خودش بیتابی میکنه سر یه موضوع کوچیک میخواد پای اونارو بکشه وسط تا بلکه باعث اشتیمون بشه از ی طرفم نمیخواد غرورشو بشکنه و پا پیش بذاره .منم دیگه خسته شدم از این مدلی بودن دلم پدرمادرمو میخواد دلم میخواد وقتی کسی درموردشون میپرسه اشک تو چشام جم نشه دوس دارم باهاشون حرف بزنم.نمیدونم چیکارکنم دارم دیوونه میشم .8روز دیگه تولدمه کاش کادو تولدم اشتی کردن بااونا باشه کاش تولد امسال پیشم باشن.😢😢

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خودت زنگ بزن به مامانت باهم حرف بزنيد.

محمود دولت آبادی در کتاب کلیدر میگه : در من چیزی کم بود و در زندگانی هم چیزی کج بود ؛ میان ما و زندگانی چیزی گنگ بود ؛ ما دیر آمدیم یا زود ، هر چه بود ، به موقع نیامدیم ؛ گذشت و بهتر که میگذرد....

خب بحث پیش اومد منم دیدم حق باشوهرمه طرفداریشو کردم بعد بابام قهرکرد باهام و کلا قطع رابطه کردیم

نمیشه که.اشتباه کردی خانوادتو گذشتی کنار بخاطر طرفداری از شوهر.باشه.از شوهرت حمایت میکردی ولی دیگه اینکه قهر کنی زیادیه.یه عمر زحمت برات کشیدن ک بخاطر شوهر ازشون قهر کنی؟بعدم یادت باشه اگه مشکلی با شوهرت برات پیش بیاد اولین کساییه که حمایتت میکنن خانوادتن.

خودت زنگ بزن به مامانت باهم حرف بزنيد.

جوابمو نمیدن .تازه شوهرمم نمیذاره .اگرم یواشکی بزنم بحث پیش بیاد ب شوهرم میگن ک من زنگ زده بودم بعد شوهرم ناراحت میشه ک چرا قایمکی کار انجام دادم

جوابمو نمیدن .تازه شوهرمم نمیذاره .اگرم یواشکی بزنم بحث پیش بیاد ب شوهرم میگن ک من زنگ زده بودم بعد ...

واسه زنگ زدن به مادرت و دیدن خونوادت که نباید از شوهرت اجازه بگیری.  

نمیشه که.اشتباه کردی خانوادتو گذشتی کنار بخاطر طرفداری از شوهر.باشه.از شوهرت حمایت میکردی ولی دیگه ا ...

نه خونوادم حمایتم نمیکنن یکمم منو میفروشن.

شوهرم خیلی خوبه از هر نظر ولی چون خونوادم ناراضی بودن از ازدواج ما الکی رو همه چیز عیب گذاشتن اخرشم رسید ب اینجا.اونا الان منتظرن من طلاق بگیرم برگردم پیششون فکر میکنن شوهرم بده زندگیم بده درحالی ک من و شوهرم عاشق همیم 

واسه زنگ زدن به مادرت و دیدن خونوادت که نباید از شوهرت اجازه بگیری.    

اخ دعوا ک کردیم بابام گف من دیگه دختری ب اسم تو ندارم دوروبرمارو خط بزن منم سر این موضوع چندروز افنادم بیمارستان شوهرم دید عذاب میکشم گف دیگه اجازه نداری باهاشون ارتباط داشته باشی اونا ی حرف بگن تو مریض بشی واس همین نمیذاره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
2108