بچه5-6ماهه مامان بابا و داداشمو ندیدم و قهریم باهم.شوهرم ازشون ناراحته ولی خودش بیتابی میکنه سر یه موضوع کوچیک میخواد پای اونارو بکشه وسط تا بلکه باعث اشتیمون بشه از ی طرفم نمیخواد غرورشو بشکنه و پا پیش بذاره .منم دیگه خسته شدم از این مدلی بودن دلم پدرمادرمو میخواد دلم میخواد وقتی کسی درموردشون میپرسه اشک تو چشام جم نشه دوس دارم باهاشون حرف بزنم.نمیدونم چیکارکنم دارم دیوونه میشم .8روز دیگه تولدمه کاش کادو تولدم اشتی کردن بااونا باشه کاش تولد امسال پیشم باشن.😢😢
به کسی که خانوادت حرفشو قبول دارن و رو حرفش حرف نمیزنن حرف بزن همه چی و بگو تعریف کن جریان و بگو نه به خانوادت بگه نه به شوهرت که تو همه چیو گفتی که دردسر نشه برات بگو پا پیش بزاره آشتیتون بده راهش همینه فقط یه آدم محترم و قابل اعتماد میتونه مشکلو حل کنه
مشکل اینحاس شماره خودشو ندارم شماره پسرشو دارم بد نمیشه از اون شماره باباشو بگیرم؟
آدرسشو نداری از نزدیک بری صحبت کنی بهتره اگرم نمیتونی بری یا آدرسش و نداری به گسترش زنگ بزن خودتو معرفی کن بگو با گدرت کار دارم شمارشو بده میخوام سفارش کسی و کنم یا همچین چیزی😉