یه پسر دیگه رو دیدم تو عروسی
خیلی خوشگل بود
من ۱۳ سالم بود
ناخودآگاه چشام گشاد شد لبخند زدم
اونم اول با خنده اخم کرد سر تکون داد
من ناخوداگاه زل زده بودم با لبخند
اون چند بار تگاش از این چشمم رفت اون چشمم
بعد چند سال خواستن بیان خواستگاری
پسرم موافق نبود
اونم دیگه به اون خوشگلی نبود