2777
2789
عنوان

خنده دارترین خاطره عشقولانه

277 بازدید | 19 پست


داشتم رد میشدم عروسی فامیلا

لباسم خیلی شیک بود و خودم خیلی خوشگل و عالی شده بودم

یه پسر بود فامیل یه کم لات بود

من رد شدم نشسته بود کنار مامانم داشت در مورد خودشو کارهاش حرف میزد منو یه کم دوست داشت

وقتی رد شدم...

مامانم گفت دستاشو کوبید بهم که میخواد مثلا منو مثل بگیره انگار مگسم گفت آوووویییی...

مامانم خنده ش گرفته بود روشو برگردونده بود

محصل بودیم...

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

براي اولين بارباشوهرم تنهايي رفتيم بيرون بعدي عالمه خوراکي وقليون اينا بالا اوردم وغش کردم تازه 😂😂😂😂بهم گفت ديگ تنهايي باهات نميرم بيرون وهمونم شد 

رَبَنا هَب لَنا مِن اَزْواجِنا و ذُرّیّاتِنا قُرّة اَعْیُن وَجْعَلْنا لِلْمُتّقینَ اِماما

یه پسر دیگه رو دیدم تو عروسی

خیلی خوشگل بود 

من ۱۳ سالم بود

ناخودآگاه چشام گشاد شد لبخند زدم

اونم اول با خنده اخم کرد سر تکون داد

من ناخوداگاه زل زده بودم با لبخند

اون چند بار تگاش از این چشمم رفت اون چشمم



بعد چند سال خواستن بیان خواستگاری 

پسرم موافق نبود

اونم دیگه به اون خوشگلی نبود

عشقم اخر خاطرتو نفهمیدم اصلا چی شد 

خاطره منم از نامزدی شوهرم برای اولین بار ک باهم تو اتاق تنها شدیم😂😂😂😂😂✋ اومد دستمو ببوسه مثلا عشقولانه بازی دراره منم نمیدونستم اصلا یهو دستمو یه جوری کشششیدم و گفتم اععععهه این چ کاریه خخخخخخخخخخ. شوهرم همینطوری مونده بود خخخخخخ هنوزم میگه اون چ کاری بود کردی اونروز خخخخخخخخ

❌️کلاس مکالمه و گرامر از پایه❌️ قسطی❌️ بعداز رضایت شهریه رو بده 🤓  با روش ابداعی خودم سریع و اسون و کم هزینه  اینم  نطر شاگردای نی نی سایتم https://www.ninisite.com/discussion/topic/3625153/کی-دوست-داره-زبان-فول-بشه-پولشم-بعداز-رضایت?postId=116182736

با شوهرم رفتیم بیرون دم عید یه دختره قد بلند پیشونیش خورد به سر شوهرم منم برگشتم گفتم خانوم مگه کوری شوهرمو داغون کردی خیابونم شلوغ همه میخندیدن بعد خانومم گفت واااه چه غیرتی گفتم پس چی بعد خندید گف ببخشید منم خندیدم گفتم خاهش میکنم و رف

خدایا شکرت بابت خوشبختی ای ک نصیبم کردی

شب اول عقدم از خجالت رومو کرده بودم اونور به شکم خابیدم بعد بدبخت اومد بهم دست بزنه همین که رومو بهش کردم یهو با پشت دستم ناخوداگاه خورد به صورتش مث سیلی گف خب نمیخای بهت نزدیک شم بگو چرا اینجوری میکنی منم گفتم ببخشید پسر عمو(خاک تو سرم.اونجام بهش میگفتم.پسر عمو)هنوز میگ جاش درد میکنه

خدایا شکرت بابت خوشبختی ای ک نصیبم کردی

مادرش منوپاگشاکردشب نگهم داشتن رفتیم تواتاق شلوارجین پاش بودگف روتوبکن اونورمن شلوارموعوض کنم بخوابیم.گفتم باشه بعدداشت عوض میکردبرگشتم نگاش کردم..بعدیهوبرگشت گف زشته عشقم این کاراچیه.ازخجالت اب شدم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792