چند شب پیش دعوایی بین شوهرم با همسایمون پیش اومد خیلی ترسیدم.شبها میترسم بخوابم .صبر میکنم همه بخوابن بعد بخوابم .مثل دیوونه ها شدم .ترس رفته تو جوونم .چیکار کنم بهتر بشم؟
یه مدت بگذره عادی میشه...منم همینطوری شدم حتی خوابمم نمیبرد...عزیزم بس ک با ابرو و با حیا هستی نمتونی همچین چیزیو هضم کنی.....وگرنه برا بعضی این چیزا خیلی عادیه
خیلی حال بدیه من ۱ سال اینجوری بودم خدا از همسایه بد نگذره همش میومد دم خونه ما الکی داد و بیداد در میاورد
خدایا خدایا شکر واسه اینکه بالاخره مامانم کردی👼در ضمن لباس یا کفش که نیاز ندارید رو پست کنید ب آدرس سیستان و بلوچستان شهرستان زهک بخش جزنیک روستای پلگی خمر مدرسه حافظ کد پستی نمیخواد جنسیت هم فرقی نداره چون مدرسه توزیع میکنه تو خانواده بچه ها 🙏🙏
ما خونه مادرشوهرم شب خوابیده بودیم برادرشوهرم با زنش اومد تو ایوون یهو سر وصدا کردن شروع کرد به زدن جاریم وااااای اینقدر ترسیدم زنشو اوردم تو اتاقمون درو قفل کردم برادرشوهرم اومده بود پشت شیشه چشاشو گشاد کرده بود درو باز کن عین جن زده ها خلاصه اروم شد رفت من تا صبح هزار بار رفتم دستشویی انقدر که ترسیده بودم تا حالا ندیده بودم دعوا
اگه میخواید لاغر بشید و به تناسب اندام برسید به گروه ما ملحق بشید🙂🙂https://t.me/joinchat/F2_MrBNyRl2hld_L74lcgw
من گفتم خدایا فقط از اینجا بره حتی برا آمریکا بره اروپا ولی برا آخه مالک خونش بود باید میفروخت
خدایا خدایا شکر واسه اینکه بالاخره مامانم کردی👼در ضمن لباس یا کفش که نیاز ندارید رو پست کنید ب آدرس سیستان و بلوچستان شهرستان زهک بخش جزنیک روستای پلگی خمر مدرسه حافظ کد پستی نمیخواد جنسیت هم فرقی نداره چون مدرسه توزیع میکنه تو خانواده بچه ها 🙏🙏