ما یه همسایه داشتیم اصلا عجیب بود
یبار یه ایینه خریده بودیم بزرگ
اومد گفت وای چه شیکه و ...
در جا افتاد زمین شکست از تو شیشه ها قشنگ دو تا چشم دراومد
یبار لیوان خریدیم گفت وای دلم خواست
لیوان تو دست خواهر کوچیکم شکست اونم دو تا چشم سوراخ شد
من بوته توت فرنگی داشتم اومد گفت واااای چه توت فرنگی هایی
بعد از ظهرش رفتم دیدم همشو حشره خورده!