من هیچ وقت نتونستم مقدمه چینی کنم و سر صحبتو باز کنم تو خوب میدونی من چی میگم میدونم که میدونی😉
از وقتی تورو دیدم تبدیل شدم به یه ادم موجی سردرگم حدودا ۱۰ ساعت پیش میخواستم خودمو بکشم و با خودم میگفتم این دنیا بدون اون فایده نداره و من تا کی باید صبر کنم تا بتونم چشاشو دوباره ببینم یا حداقل بهش برسم
ولی میدونی یهو باز عکسمونو دیدم راستی اینم بگم دوستای خوبم با کسایی که دوسشون دارید عکس نگیرید اهنگ گوش نکنید و کلا خاطره نسازید وقتی بره شما میمونین و کله خاطرهاش و چقدر سخته فراموش کردن
عکسمونو دیدم نمیخوام بگم من خیلی خوبما ولی نمیدونم چرا به طرز عجیبی در کنار تو فوق العاده به نظر میرسم نمیدونم فکر کنم شاید ۲ ساعت زل زده بودم به عکسا و فیض میبردم و فکر میکردم ای کاش کلی از این عکسا تو گوشیم بود و باهم نگاشون میکردیم چقدر خوب بود نه؟
میدونی بازم دلشوره گرفتم قلبم تند تند میزنه سرم گیج میره دقیقا مثه همون شبی که فرداش قرار بود تو بیای و من هیچ اطلاعی نداشتم و بی دلیل این حالو داشتم اره میدونم به زور قرص خوابوندنم الانم دقیقا همون حالو دارم نکنه دارم میمیرم؟شایدم تو داری میای؟شاید قراره دوباره چشاتو ببینم؟
ولی اومدنت محاله فکر کنم همون گزینه اول باشه
از وقتی با تو آشنا شدم از هیچ چیزی نمیترسم دیگه همه چیو تجربه کردم
قبلا از سرعت میترسیدم ولی دیگه نمیترسم
از تاریکی میترسیدم ولی الان همش همه جا تاریکه
از مردن میترسیدم ولی الان به نظرم چیزی جز مردن قشنگتر نیست البته دارم دروغ میگم تو قشنگتری
از اینکه تو خیابون راه برم میترسیدم و سر همه نق میزدم که از عابر پیاده رد شین ولی دیگه نمیترسم
لب به قرص نمیزدم یادته ولی الان با زور قرص زندم
از عاشق شدنم میترسیدم از عشق ورزیدن میترسیدم دیدی چه بلایی سرم اوردی؟که شدم عاشق ترین عاشق این دنیا
میدونی تو اگه بدم بودی من هیچ وقت پشت سرت پیش دوستام بد نمیگفتم حتی شده بود خودمو بده میکردم ولی تورو نه هرچند تو همیشه خوب بودی