سرشبی رفتم مغازه شوهرم دیدم یک زن که فامیل همسایه کناری شوهرم اومد گفت میشه منو تا ایستگاه اتوبوس ببرید یک لحظه هنگ کردم شوهرم تو رودبایسی بهش گفت باشه از مغازه که رفت بیرون اومدم کنتاک کنم شوهرم رفت بهش نمیتونم اعصابم خورد شد مردم چقدر پررو بی حیا شدن
به شوهرم گفت اگه اینطور خوبه منم به سوپری محل بگم منو تا فلان جا برسون خودش فهمید اشتباه کرده قول دا ...
چ حرف قانع کننده ای باریکلا 👍👍👍👍
همسرم قلب من ... دخترم وجود من ... مامانم هستی من ... بابام تکیه گاهم... آبجیم همدمم... داداشم مونس من... خدایا همه شونو واسم سالم نگهدار...الهی آمین...