و دقيقا زن داداش من هم براي بردن ابروي من ذره اي دريغ نكرده...مهم اينه كه همه هم من رو ميشناسن هم اون رو... سريه دروغ يك هفته گريه كردم معذرت خواهي كرد ولي چه فايده
به داداشش گفته بود که میدونم پسره کجا کار مبکنه بابام وقتی بهش گفت پس پسره رو میاری گفت از کجا بیارم بهش گفت خو لابد مدرکی داری رو کن اخه خواهرشوهرم عادت داره فیلم عکس بعنوان آتو جمع کنه از بقیه
عزیزم حد و مرز رو رعایت کن باهاشون اصلا هم محل نزار بهشون من چون خیلی ازشون کوچیکتر بودم و مسرشون مهندس بود خیر سرشون میخواستن براش زن کارمند بگیرن من نمیخواستن
قاصدک وای به من همه از خویش مرا میرانند همه دیوانه و دیوانه ترم میخوانند...
خواهرشوهرم....شوهرم رفته بود کلانتری گفته بودن برو پوکه سیمکارتتو بیار برای شکایت بفهمیم مال خودته رفته بود اونجا توخونشون بگرده پوکه سیمکارت رو پیدا کرد زده بود توگوش خواهرش کوشیشو شکونده بودو این خرفا اومد دنبال من در مدرسه بوسید و کریه کرد ولی من نشونمو پس دادم...خیلی روزای تلخی بود هنوز بعد از ۶-۷ سال که از اون اتفاق میگذره توی ذهنمه
قاصدک وای به من همه از خویش مرا میرانند همه دیوانه و دیوانه ترم میخوانند...