سلام . منم مث خودتم فقط من باید سرکلاژ میشدم بخاطر مسائلی هی عقب افتاد دیگه دکترم گفت دیره خطره عفونت داره دیگه سرکلاژ نشدم
خونه مادرم شهری دیگه هست و منم اینجا فقط مادرشوهرم هست . باز خوبه تو سرکلاژ هستی خیالت راحته
من نتونستم خونه اونا بمونم اصلا راحت نیستم مهمون میاد میره نامحرم هست مغذب بودم . خونه خودم موندم تک و تنها گاهی مادرشوهرم یکم غذا میفرسته یا از بیرون میخره شوهرم . دیگه مجبوریم تحمل کنیم خیلی سخته خیلی
انشاالله به موقع زایمان کنی
سوره حجرات بخون برا حفظ جنین
توسل بخونبهت آرامش میده
روزی ۱۰۲۳ بار توکلت علی الله بگو برا جلوگیری از اتفاق ناگوار
هر روز حساب میکنم ببینم چند هفتمه دیگه دارم دیوانه میشم
عفونت ادرار و قند و ... هم ولم نمیکنه