2777
2789

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

منو همسرم غروب از خونه ی خواهر شوهرم داشتیم میومدیم فاصله ی خونمون ۱۰ دیقه هستش تو خیابون تو بارون تو خیابونه اونا یه پیرمرده وایستاده بود ماسوارش کردیم گفت میره تا قهوه خونه ی ته خیابون ماهم رسوندیمش تا اینجارو بخونین تا تایپ کنم بقیشو

اومدیم خونه شام خوردیم دوست همسرم زنگ زد معمولا پنج شنبه ها یه سری بهش میزنه خدمات کامپیوتری داره از قضا از موقع برگشت ساعت ۱ و خورده ای همون ادم رو دوباره میبینه میگه اینجا مهمون بودم تا قهوه خونه رفتم وقتی برگشتم همون محله دیگه نتونستم خونه ی خواهرمو پیدا کنم  خب

عاقاا داغووونم پدم تموم شده خونریزی دارم یه ذرع شلوارمم خراب کرده جز اینم شلواری ندارم  خونه ...

😆😆😆دسمال کاغذی بذار برو دسشویی جای کثیف شلوارتو اب بگیر

😆😆😆دسمال کاغذی بذار برو دسشویی جای کثیف شلوارتو اب بگیر

لامصب نمیشه شلوارم زرشکیه بد نشون میده

دخترمم از اینور داره غرغر میکنه

هشت روزه زایمان کردم س روزه بابای بچمو ندیدم

خاطره تولد درسا خانوممتیکر به وقت تولد دخترم😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108