سلام دوستان ما قصد مهاجرت داریم و الان چهار ساله عقدیم و کلا خونه ی ما بودیم بجز یه سالی ک ترکیه زندگی کردیم ، خیلی خسته شدم تو این مدت و حس میکنم عمرم داره پوچ میشه درسته ک برا فوق دیپلم دانشگاه ازاد میرفتم اما تمام نمره های درسای تخصصیم خیلی بالا بود و یه ترم مونده ک فوق دیپلم رو تموم کنم اما شوهرم با اینکه سخت گیر نیست از محیط دانشگاه متنفره و من حس میکنم هر روزی ک دارم تو خونه میمونم یه بار منفی بزرگ تر میاد رو دوشم ، از این سمت هم اصلا کار رفتنمون جور نمیشه ، دلم میخواد جدا شم ، من ک دارم زندگیمو تو خونه ی پدریم میکنم دیگه بزرگتری شوهرم و نمیدونم کجای دلم بزارم ، شما بودین چیکار میکردین
لطفا راجبه کامنت من اظهارنظر نکنین..جهت اطلاع بعضیا استارتر ازشوهرت دلیل تنفرشو بپرس..و سعی ک ...
میدونی یبار اومده بود تو راهرو ی دانشگاه دنبالم و من هنوز تو کلاس بودم چون استاد نرفته بود و همون موقع ک ایشون رسید استاد ( مرد ۴۰ ساله) برگشته به یه پسره میگه عمت چطوره ؟ با لحن خیلی بد ، بخاطر همین ،البته از اول هم خوشش نمیومد