2777
2789
عنوان

سوتی..

726 بازدید | 46 پست

خابم نبرد گفتم بیام ازسوتی ای که دادم بگم.دوروزپیش رفتم سوپری توپمپ گازخریدکنم میخاستم حساب کنم که دیدم رو پیشخون یه عالمه چیزهای استوانه ای باروکش شیک وخوشگله.عین کاکائو.خیلی خوشم اومد ده تادونه برداشتم،فروشنده باچشای گردشده ازتعجب بهم نگاه کردو هی یه حرفی تا سرزبونش میومدکه بگه امانمی گفت.خلاصه حساب کردم واومدم خونه،خریدارو جاسازی کردم وکاکائوهای دوست داشتنیمم تو یخچال گذاشتم.شب داییم آمدوبه هوای آوردن سس رفت سریخچال.باناراحتی آمد نشست وچند دقیقه ساکت وناراحت بود.تعجب کردم ازبگوبخندقبل و اخم بعدش.خلاصه بعدازیک ساعت گفت دلی وقتی ناراحتی چکارمی کنی؟

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

گفتم هیچی بالاخره یه طوری خودمو آروم می کنم دیگه.گفت چطوری مثلن؟گفتم چه سوالیه؟خب اشک،آه،پیاده روی،چمیدونم همینادیگه..گفت دلی سیگارهم می کشی؟چشام ازکاسه دراومد،آخه داییم حرفی رو بیخودی نمیزنه اونم اگه طرفش من باشم.گفتم نه بابا بدم میاد

گفت دلی سیگارنمی کشی؟

گفتم حالت خوبه دایی؟سیگارچیه؟

پاشدرفت کاکائوهامو ازیخچال آورد نشونم دادگفت اینامال کیه؟

گفتم مال من امروزخریدم

گفت پس چرامیگی نمیکشم؟اینا سیگارنیستن مگه؟

خلاصه که تازه دوزاریم افتاد که اونا سیگاربودن نه کاکائو.داییم سیگاراموبرد و دیدم نیم ساعت بعدش باچندتاکاکائوبرگشت وداد دستم ورفت..

نتیجه اخلاقی :سیگارنکشین

خب خب خب

هرچه بیشتر به میزان عشقمان اضافه کنیم شانس بیشتری برای رهایی از دام سایه خواهیم داشت. بچه هایمان را دوست بداریم اما این کافی نیست. باید یاد بگیریم بچه های دیگران را در آن‌سوی دنیا نیز دوست داشته باشیم.آوین❤️آرشین❤️آروشا❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792