سلام خانما امروز باشوهرم بحثم شد بعد چون شغلش راننده اسنپه و با انواع زنا سروکار داره بااینکه میدونه از مقایسه متنفرم منو بااونا مقایسه کرد بهم گفت تومثل بقیه زن نیستی همیشه عبوسی در حالیکه خودش میدونه از وقتی ک سراین کار رفته من دیگه سرحال و شاد نیستم قبلا وااقعا ادم شادی بودم ولی الان نمیتونم . به نظزتون نباید به شغلش حساس باشم؟؟ چیکار کنم ک منم مثل بقیه شاد باشم و خودمو ب بیخیالی بزنم؟؟
ببخشید طولانیـشد
معمولا همه ازت خوششون نمیاد.ولی همه که مهم نیستن..
خب چ ربطی ب شغلش داره ک تو شاد نیستی خب معلومه وقتی عبوسی مقایست میکنه
من چندبارم بهش گفتم ازاینکه بری توی اژانس و یا همه جور زنی سروگار داشته باشی خوشم نمیاد اخه رو این قضیه حساسم ولی اون گوش نکردو رفت تو اژانس منم ازاون ب بعد همش ناراحتم و تو خودم میریزم ک الان داره چیگار میکنه و چ جو زنی سوار ماشینشه همین فکرا باعث شد از سرزندگی و شادی ریرون بیام
معمولا همه ازت خوششون نمیاد.ولی همه که مهم نیستن..
من چندبارم بهش گفتم ازاینکه بری توی اژانس و یا همه جور زنی سروگار داشته باشی خوشم نمیاد اخه رو این ق ...
خب مرد بخاد کاری کنه دست پاشم ببندی میکنه منم قبلا حساس بودم با اینکه شوهرم اهل همه چی هس الان دیگه ول کردم چقد مواظبش باشم بره هر کار میخاد بکنه اگر کسی بخاد کاری کنه هرجا باشه میکنه
الان پیشنهادت چیه؟ نره آژانس چیکار کنه؟ بعدشم به نظرت زنای آنچنانی به راننده آژانسشون پا میدن؟&nbs ...
الان پیشنهادی ندارم اونموقع پیشنهادم این یود ک از شرکتی ک توش کار میکرد بیر ن نیاد از روی لجبازی با ریسش
آره بخدا پامیدن خووه شوه،م میاد واسم تعریف میکنه ک واسه کرایه ندادن هزار تا پیشنهاد میدن و چ عشوه هایی که نمیریزن و کای باهاش گرم میگیرن شوهر منم ادمیه ک نمیتونه با زن جماعت محکم حرف بزنه و شل میشه زود
معمولا همه ازت خوششون نمیاد.ولی همه که مهم نیستن..