عموم و همسرش جدا شدن سالهاس
بعد عموم واسه عقد پسرش دعوتمون کرد ما هم رفتیم ولی نه خواهرم اومد نه برادرم کلا زیاد اهل رفت و امد نیستن
بعد از عقد عموم بعد از سالها دوباره تزدواج کرد و زن اولش وقتی فهمید حسابی دیوونه شد و توی یه مراسم ختمی ما رو دید و مث دیوونه ها پرید به ما که دیگه همه چی تموم شد!!!! حالا ربطش به ما چی بود نمیدونم
پسرشم با خودش زندگی میکرد
حالا بعد ۳ سال عروسی پسرشه. واسه هفته دیگه روز دوشنبه که روز کاری هست دعوت کرده. منم شاغلم تا ۸:۳۰ کلاس دارم. بعدم از شهر محل زندگیم تا تالار اونا که بالاشهر تهرانه کم کم ۳ ساعت راهه اصلا امکان رفتنش نیست. مگه اینکه با یکی دیگه از استادا هماهنگ کنم جای من بره کلاس که مدیرمون خیلی خوشش نمیاد و قطعا برام امتیاز منفی محسوب میشه
از طرف دیگه لباس ندارم
از طرف دیگه چون خواهر برادرم طبق معمول نخواهند رفت نمیخوام من خیلی بی برنامه و بی کلاس به نظر بیام.متوجه هستین؟! که تا یکی دعوتش کرد با بدترین شرایط بازم بلند شه بره!!!
ولی شوهرم خیلی اهل رفت و آمده و کلا نه نمیگه. خیلی هم مغروره و اگه دلایل فوق رو بگم سر لجبازی و غرور هم که شده پا میشه میره
حالا بیایین بگین چطور قانعش کنم نره😁😁😁