از ترس تمام بدنم شروع كرد به لرز اصلا نميتونستم تو صورتش نگاه كنم بخدااااااا قلبم داشت وايمستاد تو صورتش يه بچه جن ديدم دارم سكته ميكنم فكر كردم اشتباه ميبينم ولي يواشي دوباره نگاه كردم با اينكه دخترم خواب بود اما چشماش باز بود واي خداياااااااا ببر اين موجوداتو از زندگيه ماها حالا نميدونم واقعي بود يا چي 👹😰
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
من نمیدونم شرایطتون چجوری بوده اما فکر ترسناک نکنید شاید تاریک بوده خوب ندید یا خسته بودید اشتباه دید یا دخترتون مثل خواهر منه. خواهر من بعضی وقتا توی خاب چشاش نیمه باز میشن حتی مردمک چشاش تکون میخوره مثل ی آدم بیدار. منم باهاش شوخی میکنم بهش میگم پلکت کوتاه موقع خاب نمیتونی ببندیش نیمه باز میشه😑
خیلی هم قصه ها و چبزای ترسناکی خوندم ک نزدیک بود سکته کنم..ولی صبح ک از خاب پامشیم از ترسم کم میشد و باز ک شب میشد میترسیدم😰اخر ول کردم دیگ بهشون فک نکردم.. ادم دیوونه میشه فک میکنه