جاریم تقریبا ده ساله ازدواج کردن بچه ندارن چند روز پیش عمه اش فوت کرده بود برادر شوهرم فقط بیست دقیقه رفته بود مراسمشون و بعدشم جاریم هی به شوهرم زنگ میزد میگفت که برادر شوهرم نمی ره دنبالش میگه خودت چه جوری رفتی همون جوریم برگرد یا بهم میگه اصلا نیا همون جا بمون خیلی دلم واسش سوخت
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
شاید شرایط طلاق و نداره کسی ازدلش خبرنداره تف ب روزگار
ولا نمی دونم میگفت رحمم حالت طبیعی نداره یعنی یکم کوچیکه ولی میگه تا الان هر دکتری میرم میگه تو بچه دار میشی ولی باید تحت نظر دکتر باشی یه مدت میگفت شوهرمم منو نمی بره خیلی دلم واسش میسوزه بخدا
نه مال من میره خیلیم زیاد میره ولی بازم بر می گرده پیش شوهرش
یچیزی بگم باورتون نمیشه برادر شوهرم بیکاره قیافش صفره تو خونه مادر شوهرم تو یه اتاق ۱۲متری زندگی میکنن ۴۷سالشه دست بزن داره زود جوش اونوقت زنش زیبا ۱۷سال از خودش کوچیکتره تحصیلات بالا داره موندم چرا نمیره؟من۶ساله اومدم تو این خانواده ندیدم حتی یه بار با خانوادش رابطه داشته باشه این ده ساله داره تحمل میکنه به ظاهر راضی هم نشون میده