مثلا مهر ماه بود از کلانتری اومدن در خونه همسایه روبرومون که تذکر بدن تو کوچه میشینید و همسایتون زنگ زده بیاییم بهتون هشدار بدیم چند وقت بعد این پسره که شمارمو زنه بهش داده میاره میده به همسایه و میگه رفتم از کلانتری شماره تلفنی که زنگ زده براتون رو پیدا کردم
همسایه بیچاره وقتی زنگ زد و دید منم خیلی هم ناراحت شد و به پسره تذکر داد
خودمم به مادره پسره گفتم حواله پسرت رو کردم به خدا بره انشاالله جواب اذیت هاشو از خدا بگیره
واینکه گفتم میتونم از بچت شکایت کنم ولی چیزی که هست میدونم بازیچه دست این زنه شده و من خونه زندگی دارم شوهرم سر کار میره
پسره تو بیکاره و سرش درد میکنه واسه دردسر