سلام
میدونم خیلیا مخالفن باحرفم و حق هم دارن،میدونم کارم اشتباست...چقد سخته عاشق یکی بشی که متاهله،تقصیر من که نی،تقصیر دله،میدونم زنش،بچش گناه دارن اونم هم جنس منه،یه زنه،حساسه،ولی خدا عشقشو تو دلم انداخت،هیچوقتم دوستیمون یه رابطه ای نیست مثل همه،تو این چهار ماه که باهاشم روز به روز وابستش شدم ولی نمیتونم دل بکنم هردفه یک هفته کات مبکنم باز اشتی...واقعا دختریم نیستم که بگم عاشق مردم،نه!برعکس همیشه متنفربودم ولی سر خودم اومد،،،دوسداشتم ببینم رابطش با زنش چطوریه که بهش خیانت میکنه!هوووف خیلی خسته شدم،کاش بشه یه روزی ازش متنفربشم