سلام سلام مامانا
خوبين
من بعد اين همه وقت اومدم دنباله ماجرا رو بگم كه شايد روزي روزگاري به درد ماماني بخوره.
اون ني ني من كه رشدش كم بود متأسفانه تو هفته هشتم قلبش هم از كار افتاد و مرد و با نظر پزشك تو خونه با قرص سقط كردم. بماند كه اون دنيا اومد جلو چشمم، اما خب من چون نميخواستم خيلي فاصله بيفته تا اقدام بعدي اصلا نميخواستم كورتاژ بشم . خلاصه كه سقط شد و تا چهل روزم لكه بيني داشتم، و كاملا مثل مادري كه بچه زنده از دست داده عزادار و افسرده بودم. دكتر گفت كه دو ماه حق اقدام ندارم و ماه سوم ميتونم اقدام كنم، ماه سوم اقدام كردم و همون بار اول باردار شدم با رشد عالي و قلب عالي و الان كه دارم اينو مي نويسم دختر تپلي پنج ماهه ام كنارم خوابيده ، وزن تولدش ٣٩٩٠ بود. هيچ وقت از رحمت خدا نااميد نشيد. هميشه حكمتي پشت هر اتفاقي هست.