بچه ها شوهرم منو اصلا بیرون نمیبره یه پیاده روی ساده بخدا توی یه آپارتمان کوچیک پوسیدم دوران عقد که میگفت صب کن ماشین بخرم حتی سیزده بدر هم نرفتم اولها زیاد می گفتم ولی دیگه نمیگم هشت ماهه اومدم خونه خودم حتی خونه مامانم هم نمیبره گاهی خودم می رم اون سری یه هفته مرخصی داشت هیچ جا نبرد امروز تو خونه داشتم پیاده روی میکردم گفت بیا بشین منم گفتم تو داری منو زنده به گور میکنی من دیگه تنگی نفس پیدا کردم سر اون موضوع دعوام کرد گفت شروع نکن ها گرفت خوابید منم دارم گریه میکنم
خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها.... قدر لحظات رو بدانیم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.