🏵🍃🏵🍃🏵🍃🏵🍃🏵🍃🏵🍃🏵🍃🏵🍃
ای که ز دیده غایبی ، در دلِ ما نشستهای ؛
حسنِ تو جلوه میکند ، وین همه پرده بستهای ؛
خاطرِ عام بردهای ، خونِ خواص خوردهای ؛
ما همه صید کردهای ، خود زِ کمند جستهای ؛
از دگری چه حاصلم ؟ تا زِ تو مهر بگسلم ؛
هم تو که خستهای دلم ، مرهمِ ریشِ خستهای ؛
گر به جراحت و الم ، دل بشکستیم چه غم ؛
میشنوم که دم به دم ، پیشِ دلِ شکستهای.....
🏵🍃🏵🍃🏵🍃🏵🍃🏵🍃🏵🍃🏵🍃🏵🍃🏵

سعدی#