حالا همه به من می گفتن چقده لاغر شدی من خوشحال میشدم می گفتم از سر دلسوزی می گند. آنقدر از مادرشوهر ...
خیلی بیشعوره
خودش ک مثل نی قلیون .وقتی راه میره انگار ۲تا مداد سیاه دارن کج کج کنار هم میرن(پاهاشو میگم چون با اون لاغریش همیشه ساپورت مشکی تنگ پاشه پاهاشم پرانتزیه)😆😆
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.