این مدت که بودیم میگفت دوست دارم خیلی دختر خوبی هستی و...
میگفت تو خونه من ازادی هر کاری کنی خواستی برو سر کار نخواستی نرو خواستی درس بخون نخواستی نخون
و... دوسداشتی با دوستات رابطتو حفظ کن باید حجابت کامل باشه و با مشورت من هر کاری کنی
ولی اگه بدونم با یکی بودی دیگه نه من نه تو
خب منم ترسیدم نامزدیمو نگفتم گفتم یه مدت بگذره بعد بگم