بخشید دوستان یه سوال دارم من سال ۹۵ تیر ازدواج کردم شوهرم دانشکده افسری بود باباش نوه خواهرشو مامانشم نوه خواهر خودشو پسند کرده بود که نرفتن خاستگاری ولی من همش میگم نکنه اونارو دوس داره نکنه من عشق اولش نیستم حالم خیلی بده اخه من رو این چیزا خیلی حساسم شوهر منم خودشم تا الان خاستگاری نرفته بودن اولیش من بودم که اومد خاستگاریم ولی به خدا ای کاش جای من بودین همش بهش محیت کردنی میگمنکنه اونارو دوس داشته خودشم به یه فامیلشون زنگ زدن برن خاستگاری انقد امروز فردا کردن نرفتن ولی شوهر من اصلا اونو ندیده تو بچگی دیده خیلی ناراحتم خیلی بعضی وقتا گریه میگتم
نه اصلا شوهر من از یکی ازدخترای فامیلشون خوشش میآمداما تا این بیاد حرکتی کنه اون زود ازدواج میکنه بعد چندسالم که بامن آشنا شدوالعان زندگی میکنیم درکنار هم
😑😑😑😑فازت چیه واقعا..میگی مذهبیه قسم خورده که دوسشون نداشته..ببخشیدا ولی مریضی خودتو عذاب میدی؟؟؟ والا من اصلا برام مهم نیست شوهرم قبلا کسیو دوس داشته یا نه مهم الانه واسم!!!
تو خونه ما هروقت یچی میوفته تو گلوی یکی همه حمله میکنن به بهونه اینکه میخوان بزنن پشتش خفه نشهکتکشم میزنن،یبار داداشم داشت لگد میزد تو پام*********** با تو آرومم ..تو یه فرشته ای..به تو آدم نمیشه گفت!**************( تیکرم مال افزایش وزن: وزن فعلی===》52 وزن هدف===》58)
تو خونه ما هروقت یچی میوفته تو گلوی یکی همه حمله میکنن به بهونه اینکه میخوان بزنن پشتش خفه نشهکتکشم میزنن،یبار داداشم داشت لگد میزد تو پام*********** با تو آرومم ..تو یه فرشته ای..به تو آدم نمیشه گفت!**************( تیکرم مال افزایش وزن: وزن فعلی===》52 وزن هدف===》58)