2821
2789
عنوان

مادرشوهرم🤬🤬🤬

1869 بازدید | 116 پست

سلام بچها من تو عقدمو ما رشت زندگی میکنیم و همسرم و خانوادش تهران زندگی میکنن و نسبت فامیلی هم داریم!

حالا پنجشنبه جشن عقد دختر عموی همسرمه و خواهر شوهرم بهم پیام داد ما داریم میایم شمال اما داداش فک نکنم بتونه بیاد چون مرخصی نداره ولی تو بیا نیای بد میشه و فلان خلاصه منم گفتم باشه با ابراهیم صحبت میکنم حالا شاید بتونه بیاد اگه نیومدم من فک نکنم بیام چون تنها دوس ندارم!!!خلاصه گف بنظرم نیای زشت میشه گفتم باشه یه کاریش میکنم بعد گف من دارم کت و سارافونمو میپوشم گفتم باشه عزیزم بپوش😊گف تو چی میپوشی گفتم اگه بیام لباس میخرم یه نیم ساعت گذشت گف نه مامان میگه نخر یه جشن کوچیکه یه چیز بپوش بیا راسش بهم برخورد ولی حرفی نزدم گفتم حالا ببینم چی میشه اصن شاید نیام گف باشه نیا😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐نه به اون اصرارش که نیای زشته نه به اینکه حرف لباس شد گفتن نیا!!!!

به همسرم گفتم گف شاید منظوری نداشتن حالا اگه داشتنم به دل نگیر عزیزم من نمیتونم بیام اگه میخوای بری واست پول بریزم واسه خرید و ارایشگاه😐😐😐😐😐😐

بنظرتون نباید به دل بگیرم؟؟؟به همسرم گفتم نه تو نیسی نمیرم!

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

به همسرت این چیزای کوچیکو نگو خودت حلشون کن .بعدا حرفات خیلی عادی و تکراری میشه 


فرزند خوبم😇 امروز برایت اینگونه دعا کردم!خدایا!بجز خودت به دیگری واگذارش نکن!تویی پروردگار او!پس قرار ده بی نیازی در نفسش،یقین در دلش،اخلاص در کردارش.روشنی در دیده اش💫،بصیرت در قلبش💖،وروزی در زندگیش !امین❤
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز