من همونیم ک این آخریا صدای خنده بچه ها آزارم میداد😔😔😔😔همونیم ک وقتی یه مادر بچه اش رو بغل میکرد حالم بد میشد 😟😟😟😟همونیم ک تو چشمای شوهرم نگاه میکردم که ببینم عکس العمل شوهرم با دیدن بچه های بقیه چیه تا جنگ و جدال راه بندازم بگم منو طلاق بده برو یه زنی بگیر ک برات بچه بیار😢😢😢😢😢 این آخریا دیگه اشک نمی ریختم واسه مادرشدنم 🙁🙁🙁🙁این آخریا دیگه دعا نمیکردم حتی نمیخاستم فکر کنم ک منم یه روزی مادر میشم😧😧😧😧 این آخریا کارای خونم رو انجام نمیدادم میگفتم این زندگی ک موندگار نیست چرا براش تلاش کنم😯😯😯😯 با خدا لج کرده بودم از همه چیزو همه کس نا امید و خسته شده بودم دیگه چشمام اشک نمی ریخت😞😞😞😞 تا عید ۹۷ خدا سورپرایزم کرد بهم عیدی داد من باردار شدم و تولد دخترم درست روز تولد خودم بود خدا پیشاپیش برام کادوی تولد فرستاد مگه میشه بهتر از این من ب دستای خدا خیره شدم معجزه شد نا امید نشین همین😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
آره ۲۴ روزه زیر ناف و با پودر موبر میندازم بقیع رو موم
منم ۲۷ روزه یعنی باید چله بگذره ک بریم
من همونیم ک این آخریا صدای خنده بچه ها آزارم میداد😔😔😔😔همونیم ک وقتی یه مادر بچه اش رو بغل میکرد حالم بد میشد 😟😟😟😟همونیم ک تو چشمای شوهرم نگاه میکردم که ببینم عکس العمل شوهرم با دیدن بچه های بقیه چیه تا جنگ و جدال راه بندازم بگم منو طلاق بده برو یه زنی بگیر ک برات بچه بیار😢😢😢😢😢 این آخریا دیگه اشک نمی ریختم واسه مادرشدنم 🙁🙁🙁🙁این آخریا دیگه دعا نمیکردم حتی نمیخاستم فکر کنم ک منم یه روزی مادر میشم😧😧😧😧 این آخریا کارای خونم رو انجام نمیدادم میگفتم این زندگی ک موندگار نیست چرا براش تلاش کنم😯😯😯😯 با خدا لج کرده بودم از همه چیزو همه کس نا امید و خسته شده بودم دیگه چشمام اشک نمی ریخت😞😞😞😞 تا عید ۹۷ خدا سورپرایزم کرد بهم عیدی داد من باردار شدم و تولد دخترم درست روز تولد خودم بود خدا پیشاپیش برام کادوی تولد فرستاد مگه میشه بهتر از این من ب دستای خدا خیره شدم معجزه شد نا امید نشین همین😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘
یعنی چی با چی استفاده میکردی؟؟؟رفتم لوازم ارایشی گفتم. موم میخام منم اوردمش خونه زدم رو پاهام بعدش کاغذ انداختم روش بعداز چند دقیقه به شوهرم گفت یهو اینو بکش که چشمت روز بد نبینه مردم وزنده شدم پاهام زخم شد منم همون موقع پرتش دادم
.....آرزو کن گوشهای خدا پراست از آرزو،،،ودستانش پراز معجزه.....🙏🙏خدایا نی نی هامو واسم نگهدار 🤲🤲🙏🙏
من همونیم ک این آخریا صدای خنده بچه ها آزارم میداد😔😔😔😔همونیم ک وقتی یه مادر بچه اش رو بغل میکرد حالم بد میشد 😟😟😟😟همونیم ک تو چشمای شوهرم نگاه میکردم که ببینم عکس العمل شوهرم با دیدن بچه های بقیه چیه تا جنگ و جدال راه بندازم بگم منو طلاق بده برو یه زنی بگیر ک برات بچه بیار😢😢😢😢😢 این آخریا دیگه اشک نمی ریختم واسه مادرشدنم 🙁🙁🙁🙁این آخریا دیگه دعا نمیکردم حتی نمیخاستم فکر کنم ک منم یه روزی مادر میشم😧😧😧😧 این آخریا کارای خونم رو انجام نمیدادم میگفتم این زندگی ک موندگار نیست چرا براش تلاش کنم😯😯😯😯 با خدا لج کرده بودم از همه چیزو همه کس نا امید و خسته شده بودم دیگه چشمام اشک نمی ریخت😞😞😞😞 تا عید ۹۷ خدا سورپرایزم کرد بهم عیدی داد من باردار شدم و تولد دخترم درست روز تولد خودم بود خدا پیشاپیش برام کادوی تولد فرستاد مگه میشه بهتر از این من ب دستای خدا خیره شدم معجزه شد نا امید نشین همین😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘
یعنی چی با چی استفاده میکردی؟؟؟رفتم لوازم ارایشی گفتم. موم میخام منم اوردمش خونه ...
آخه بعضیها با پارچه میندازن ک دردش بیشتر میشه گفتم شاید با پارچه انداختی خب تحمل میکردی بعدش پاهات بی حس میشد
من همونیم ک این آخریا صدای خنده بچه ها آزارم میداد😔😔😔😔همونیم ک وقتی یه مادر بچه اش رو بغل میکرد حالم بد میشد 😟😟😟😟همونیم ک تو چشمای شوهرم نگاه میکردم که ببینم عکس العمل شوهرم با دیدن بچه های بقیه چیه تا جنگ و جدال راه بندازم بگم منو طلاق بده برو یه زنی بگیر ک برات بچه بیار😢😢😢😢😢 این آخریا دیگه اشک نمی ریختم واسه مادرشدنم 🙁🙁🙁🙁این آخریا دیگه دعا نمیکردم حتی نمیخاستم فکر کنم ک منم یه روزی مادر میشم😧😧😧😧 این آخریا کارای خونم رو انجام نمیدادم میگفتم این زندگی ک موندگار نیست چرا براش تلاش کنم😯😯😯😯 با خدا لج کرده بودم از همه چیزو همه کس نا امید و خسته شده بودم دیگه چشمام اشک نمی ریخت😞😞😞😞 تا عید ۹۷ خدا سورپرایزم کرد بهم عیدی داد من باردار شدم و تولد دخترم درست روز تولد خودم بود خدا پیشاپیش برام کادوی تولد فرستاد مگه میشه بهتر از این من ب دستای خدا خیره شدم معجزه شد نا امید نشین همین😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘
خخخخخخ واقعا منم هورمون مردانه هم زیاده ولی تند تند میزنمشون که اذیت نکنه از یه طرفم سیاه شده
منم😣
من همونیم ک این آخریا صدای خنده بچه ها آزارم میداد😔😔😔😔همونیم ک وقتی یه مادر بچه اش رو بغل میکرد حالم بد میشد 😟😟😟😟همونیم ک تو چشمای شوهرم نگاه میکردم که ببینم عکس العمل شوهرم با دیدن بچه های بقیه چیه تا جنگ و جدال راه بندازم بگم منو طلاق بده برو یه زنی بگیر ک برات بچه بیار😢😢😢😢😢 این آخریا دیگه اشک نمی ریختم واسه مادرشدنم 🙁🙁🙁🙁این آخریا دیگه دعا نمیکردم حتی نمیخاستم فکر کنم ک منم یه روزی مادر میشم😧😧😧😧 این آخریا کارای خونم رو انجام نمیدادم میگفتم این زندگی ک موندگار نیست چرا براش تلاش کنم😯😯😯😯 با خدا لج کرده بودم از همه چیزو همه کس نا امید و خسته شده بودم دیگه چشمام اشک نمی ریخت😞😞😞😞 تا عید ۹۷ خدا سورپرایزم کرد بهم عیدی داد من باردار شدم و تولد دخترم درست روز تولد خودم بود خدا پیشاپیش برام کادوی تولد فرستاد مگه میشه بهتر از این من ب دستای خدا خیره شدم معجزه شد نا امید نشین همین😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘
خب حساسیت داری اگ میخای جوش نزنی شلواری بپوش ک توش نرم و پرز دار باشه بعدشم خودتو نخارون ک جوش نزنی و سعی کن موم بندازی دیگه جوش نمیزنی
من همونیم ک این آخریا صدای خنده بچه ها آزارم میداد😔😔😔😔همونیم ک وقتی یه مادر بچه اش رو بغل میکرد حالم بد میشد 😟😟😟😟همونیم ک تو چشمای شوهرم نگاه میکردم که ببینم عکس العمل شوهرم با دیدن بچه های بقیه چیه تا جنگ و جدال راه بندازم بگم منو طلاق بده برو یه زنی بگیر ک برات بچه بیار😢😢😢😢😢 این آخریا دیگه اشک نمی ریختم واسه مادرشدنم 🙁🙁🙁🙁این آخریا دیگه دعا نمیکردم حتی نمیخاستم فکر کنم ک منم یه روزی مادر میشم😧😧😧😧 این آخریا کارای خونم رو انجام نمیدادم میگفتم این زندگی ک موندگار نیست چرا براش تلاش کنم😯😯😯😯 با خدا لج کرده بودم از همه چیزو همه کس نا امید و خسته شده بودم دیگه چشمام اشک نمی ریخت😞😞😞😞 تا عید ۹۷ خدا سورپرایزم کرد بهم عیدی داد من باردار شدم و تولد دخترم درست روز تولد خودم بود خدا پیشاپیش برام کادوی تولد فرستاد مگه میشه بهتر از این من ب دستای خدا خیره شدم معجزه شد نا امید نشین همین😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘
به سلامتی نمیدونم آخه من ک تمیز شدم از خونریزی میرم ولی قدیمیا میگن تا چهل روز زن زایمان کرده از خو ...
یعنی تو این چن روز بیرون نرفتی؟
من همونیم ک این آخریا صدای خنده بچه ها آزارم میداد😔😔😔😔همونیم ک وقتی یه مادر بچه اش رو بغل میکرد حالم بد میشد 😟😟😟😟همونیم ک تو چشمای شوهرم نگاه میکردم که ببینم عکس العمل شوهرم با دیدن بچه های بقیه چیه تا جنگ و جدال راه بندازم بگم منو طلاق بده برو یه زنی بگیر ک برات بچه بیار😢😢😢😢😢 این آخریا دیگه اشک نمی ریختم واسه مادرشدنم 🙁🙁🙁🙁این آخریا دیگه دعا نمیکردم حتی نمیخاستم فکر کنم ک منم یه روزی مادر میشم😧😧😧😧 این آخریا کارای خونم رو انجام نمیدادم میگفتم این زندگی ک موندگار نیست چرا براش تلاش کنم😯😯😯😯 با خدا لج کرده بودم از همه چیزو همه کس نا امید و خسته شده بودم دیگه چشمام اشک نمی ریخت😞😞😞😞 تا عید ۹۷ خدا سورپرایزم کرد بهم عیدی داد من باردار شدم و تولد دخترم درست روز تولد خودم بود خدا پیشاپیش برام کادوی تولد فرستاد مگه میشه بهتر از این من ب دستای خدا خیره شدم معجزه شد نا امید نشین همین😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘