چند ماه بعد عروسیم تصمیم گرفتیم بچه دار شیم رفتم چکاپ کامل همه آزمایشا و سونو ها رو دادم وقتی فهمیدم سالمم اقدام کردیم باردار شدم توو ماه مرداد
همش دکتر میرفتم همه چیزو کنترل میکردم یه قرص الکی نمیخوردم هیچ چیز سنگین بلند نکردم خیلی مراقب خودم بودم تا رفتم غربالگری اول و همه چیز خوب بود دیگه کاملا بهش دلبستم همش باهاش حرف میزدم بهش میگفتم دوسش دارم همه زندگیم شده بود ثانیه شماری میکردم هفده هفته بشه و برم انومالی جنسیت بفهمم شوهرم عاشق دختر بود ولی من کشته مرده پسر
خیلی دوسداشتم پسر باشه تا ک بالاخره اون روز رسید و بعد سه ساعت انتظار نوبت ما شد رفتیم تو اتاق و همون چیزی ک نباید و شنیدم
خانوم متاسفانه ریه بچتون بشدت بزرگه و پر از کیسته ک باعث جابجایی قلب شده
حرفاش تو سرم میپیچید تو یه لحظه دنیا سیاه شد اصلا شوهرمو نمیدیدم انگار تو همون لحظه مردم بلند شدم رفتم بیرون یهو اشکام ریخت یه حس درموندگی بیچارگی داشتم
چند تا دکتر دیگه هم رفتم و همین بود
و هیچکدوم جنسیت نگفتن
روزی ک عشقم رو از دست دادم دکتر گفت پسر بود
و این “بود ”تا مغز استخوونم رو سوزوند خیلی گریه کردم
بچه ها الان چهار روزه ندارمش چکار کنم آروم بگیرم دارم دیوونه میشم اصلا باورم نمیشه 😭😭😭😭