یک نفر از دوستانم که رابطه عاشقانه با جنس مخالف داشته و الان میخواند بخاطر دلایلی از اون طرف جدا بشه ولی میترسه و حس میکنه قدرتشو نداره الان از من کمک خواسته میشه راه حل بهم بدید
عزيزم همينه اين داستان كلك پسرونه ست.چطور تا الان نفهميدي.داره دروغ ميگه اون مي خواهد بهت بگه ببين دخترا ميان بهم پيشنهاد ميدن ،من خيلي خاصم، همه منتمو ميكشن.و منم مهربون نميخوام دل دختريرو بشكونم. ببين من دارم جدا ميشم دختره زار ميزنه ميگه نه.ببين چقدر حواستني ام. پسر غير مستقيم اينارو داره بهت ميگه و غير مستقيم هم بهت ميگه دم به تله بده ،بيا با هم باشيم. من نمي دونم اون پسر خوبيه يا نه . ولي باتوجه به اين اتفاقا مرد زندگي خوبي برات نمي تونه باشه. اينقدر پسرهاي خوب هست كافيه دورتو خلوت كني ميان سراغت.٨سال كم نيستا وقتتو بيشتر از اين تلف نكن. من متاهلم و همسرم رو خيلي ميخوام و همسرم منو ميپرسه. اگه ميخواي عشق واقعي رو پيدا كني اينقدر براي كسي وقت نزار به خودت اجازه بده با كساي جديد اشنا بشي.به خدا خيلي خوبا هستن كافيه خودتو از پيله اي كه ساختي بكشي بيرون.ول كم و يه روزي كسي رو پيدا ميكني ميگي باخودت،تا قبل اين همه كساي كه بودن وقت تلف كردن بودن.بهت قول ميدم.