بچهدها من مشکل داشتم باشوهرم چون بهانه درسشو میکنه کار نمیره. تو گوشیه
خرجم نمیکنه منظورم لباس و... فقط خوراکی های خونه رو بخوام انجام میده .
کلی بهم حرف زد که برو به سلامت و دیگ مثل قبل نمیخوامت و... ولی باهاش حرف زدم دیروز
قرارشد دوتامون خوب بشیم باهم
اما بچه ها من دیگه قلبم شکسته هیچ احساسی بش ندارم
مدام دنبال بهونم اخلاقش باز برگرده برم خونه بابام 😥☹
کسی بوده مثل من؟؟؟؟؟؟
تروخدا بگید چکار کنم خستع شدم
حس میکنم جوونی دوتامون داره تلف میشه مثل هم
الان ممکنه بدون دلیل برم خونوادم قبول نکنن