خواهرم یه هفته ای بخاطر عمل چشمش پیشم بود شوهرم این دوروز آخری توخودش بود اصلا باهاش حرف نمیزد اینم بگم سر موضوعی با من دعوا کرده بود خیلی ناراحتم میگم اونا ناراحت شدن و رفتن . چیزی نگفتم ولی من ناراحتم یه چیری بگین آروم بشم چرا کردا دمدمی ان
حالا که خواهرت رفته خونه شون دیگه غصه گذشته که چرا اینجور شد رو نخور. بعدا با شوهرت حرف بزن ببین چی ناراحتش کرده. فوقش یه روز دوباره خواهرت رو دعوت میکنی اوضاع درست میشه . فراموش کردن یه مسیله بهترین راه حل برای حل مشکله. چون هر جی بخوای دو طرف رو نگه داری بدتر میشه هی بگی چرا اینجور شد و ...
باید فقط به خدا پیله کرد،فقط با او میتوان پروانه شد.