مامانم خیلی بد دهنه و همیشه به من و بابام فوش میده چون توی زندگیش معتقده بابام بهش خیلی سختی داده و اونم حق داره بهش بد بگه . یه بار قبل اینکه شام بخوریم و سر سفره نشسته بودیم تا غذا حاضر بشه بابام داشت برای خودش یه چیزی میخوند بعد از غذا مامانم خطاب بهش گفت سگ و من گفتم چرا اینو میگی گفت چون لایقشه و ندیدی قبل شام داشت پارس میکرد میخوند ( خودم واقعا روم نمیشه اینا رو تعریف کنم چون میدونم اصلا یه رفتار عادی نیست ) من گفتم خب باید بگی ساکت بشو و اینا الان خوبه یه نفر هم به تو بگه فلان حیوونی ؟ گفت اون یه نفر گوه میخوره با تو
بعدش بهش گفتم تو اصلا نرمال نیستی حتی به اسباب وسایل هم فوش میدی یه بار داشتی اجاق گازو روشن میکردی روشن نمیشد به اونم حتی فوش دادی
( اون روز با اجاق گاز ور میرفت روشن نمیشد میگفت ویلان بمونی و فلان هی با خودش نق میزد )
گفت همه اینطورین گفتم نه هیچکی مثل تو نیست اونم گفت انقدر توی اخور و طویله ای و ادم ندیدی نمیدونی که بقیه چطورن
منم بهش گفتم من که کلا دانشگاه و بیرونم و کلی ادم میبینم هیچکی اینطور نیست
و بحث ادامه پیدا کرد هم اون فوش داد هم من . یه جاش هم ظاهرمو تحقیر کرد و گفت که انقدر از این حرفا زدی و به خودت با این بحثا حرص دادی کوچیک موندی ( به ترکی هم به جای کوچیک یه چیز دیگه گفت که متوجه نشدم ) . من خودم جثه ام کوچیکه یا مثلا سینه هام کوچیکه از اون بچگی همیشه یه جور باهام رفتار کرده انگار مشکل جسمانی دارم ولی خیلیا مثل منن و اون یا نمیفهمه یا خودش میخواد که نفهمه
واقعا از دستش خسته شدم