پسرم نزدیک ۴ سالشه.کوچیکتر که بودیه روز فیلم و عکس عروسیمونو بهش نشون دادم
میگف ماااااااامان این آقاهه کیه پیش توعه.
بش میگفتم باباعه.
میگف نهههههه اینکه بابا نیس یه آقا دیگه اس😁😁
آخه همسرم قبل عروسی خیلی لاغر بود و عکس های اونروز با حالاش قابل مقایسه نیست😁😁😁
چند روز پیش دوباره عکس و فیلم عروسیمون رو بهش نشون دادم
ایندفه دیگه شرووووع کردن گریه کردن که چرا منو عروسیتون نبردید
منم دوست داشتم لباس قشنگ بپوشمو و مثل بابا برقصم😁😁😁😁
گفتم تو خاب بودی هر چی صدات کردیم بیدار نشدی ماهم گذاشتیمت خونه مامانجون😁😁😁
گف دوباره خاستین عروسی بگیرین من نمیخابم. منم ببرید😁😁
گفتم باشه عززززیزم😚
💖هر کی خاطره تو این زمینه داره بنویسه بخندیم 💖