دلم میخواد برم یجا تنها فقط زاااااااااار بزنم
خدایا من دیگه نمیتونم...من دیگه تحمل ندارم...خدایا این امتحانت خیلی سخته تو رو به حق بانو فاطمه کمکم کن ...خدایا
اینقد نذر و نیاز...اینقد دعا...اینقد تلاش و امید...همش هیچ؟؟؟خدایا واسه تو هیچ کاری نداره به منم یه بچه سالم و صالح بدی
امام حسین ازت دلخورم...عاشقتم بخدا ...ازت خجالت میکشم بگم ولی خیلی ازت دلخورم من درمونده دلم بعد خدا به تو خوشه امام حسین...با اون حالم پیاده اومدم کربلات...وظیفم بود...تو نیازی به من نداری میدونم....اما تو رو خدا حاجتمو روا کن چقد قسمت دادم به بانو فاطمه زهرا؟پس چیشد؟اخه چیشدددددد
خدایا چقد به علی اصغر شش ماهه و رقیه خاتون قسمت دادم؟هیچی نشد پس چرا؟
فقط بگین من چیکار کنم دیگه؟؟دیگه تحمل ندارم...بخدا تحمل ندارم...خدایا من از پس این امتحانت برنمیام...منو ببر فقط...خدایا روزی هزار بار شکر میکنم بابت داشته هام...خدایا ناشکری نمیکنم ولی دلم خووونه...خودت که میدونی
دیگه تحمل حرفای بقیه رو ندارم...حتی مادرم...تا کی نقش بازی کنم جلو همه؟تا کی بگم فعلا بچه نمیخوایم ولی دلم خون باشه؟ خدایا خودت بهمون رحم کن