اره اون بنده خدا هم ب شوهرش نمیگه گفت شایدبگن دیوونست
نه اتفاقا من طاقت نمیارم خیلی به دلم بد میاد بی قرار میشم ، اوایل میگفت بدبینی ولی میدید واقعاً همین طور میشه کم کم درکم میکنه و دیگه امروزا میخواد بیشتر برم دنبالش تا بتونم کنترل و هدایتش کنم حس هامو تا کمتر آسیب ببینم
مرحله اول همون تمرین مدیتیشن که همه انجام میدن ، دومی تمرین شمع سومی تمرکز ، که بین دوم و سوم کم کم چشم سوم فعال میشه ، مال من به مرحله هفت نرسید و استادم گفت مال تو از اول نیم باز بود و چون بعدش یه سری چیزا حس میکردم و می شنیدم عذاب کشیدم و نخواستم ادامه بدم
بنظرت برم دنبالش یا نه ؟ اخه دوس دارم اتفاقای خوبو ببینم از قبل ولی بد هارو نه
نه 😣😣 نرو دنبالش خوب نیست ، همیشه چیزایی حس میکنی که نمیتونی براش دلیل بیاری و کلا ارتباطاتت از حالت طبیعی خارج میشه ، من هنوزم که هنوزه حس میکنم بعضی اتفاق ها و عذاب میکشم همش دست و پا میزنم و میگم به نزدیکانم ولی اونا درک نمیکنن فقط همسرم درک میکنه ، اونم بعد چند سال که از نزدیک این اتفاق ها رو دید درک میکنه ، خیلی سخته متفاوت بودن