مریم دخترم 2 ساله بود دستش با کاغذ دفتر نقاشی برید گریه کرد رفتم چسب آوردو بهش گفتم چه جالب میدونستی خون قرمزه گفت مامان ولی این خونه منه گفتم آره ولی تا حالا ندیده بودیش گفت چیکارش کنیم گفتم بیا با انگشتات یه گل رز بکشیممممممم همش دستشو فشار میداد خون بیاد تا پره های گل رو تکمیل کنهههه...... بعد هم گفت سوخت ولی ببین نقاشیمو مامان......