خانوما من با مادرشوهر و مادربزرگ شوهرم و همسرم تو ی خونه ایم.تو تاپیک قبلیم گفتم که مادربزرگ همسرم خیلی طعنه کنایه طوره کارا و حرفاش و اصولا تو همه چی سر میکشه.حتی اشپزی ساده.برای همه چیز خیلی خودخواهانه و مستبدانه نظر خودشو فقط اعمال میکنه یا اصولا بقیه اشتباه میکنن خودش درست....
من اوایل ازدواجم خیلی تو کارای خونه به مادرهمسرم کمک میکردم .جارو گردگیری شست و شو ....همیشه مهمون داشتیم بخاطر دیدن مادربزرگ میومدن ....به مرور بخاطر اینکه مادرهمسرم خیلی وسواسه و کار کسی رو قبول نداره تو اشپزی و جارو و گردگیری واردنشدم و فقط درحد پذیرایی و شستن ظرفا و مرتب کردن کمدا و یخچال و فریزر.. قدم برداشتم .تا اینکه سرکار رفتم و بعدم باردارشدم.حالا الان بخاطر شرایط بارداریم مدام پاهام گز گز میکنن و کمر درد و قفل کردن کمر و شونه هام تو این کاراهم خیلی نمیتونم کمک کنم ....امروز سر حرف شد که من مامان خیلی کاری برات هیچوقت نکردم ...ایشونمگفتن ابادی خونه ای کافیه با خنده گفتن...بعدم البته گفتن چرا کاری نکردی معلومه که کردی ....بنظرتون بااین اوصاف من باید چیکارکنم؟ خودشون هر روز تقریبا خونرو جارو کنن کل سرامیکا اشپزخونرو دستمال بکشه گردگیری کنه .پله هارو طی بکشه .دوطبقست .از بالا تاپایین ...بنظرتون چه کنم من که به چشم بیاد کارام؟ دوسال اول گردگیریا پاک کردن پنجره ها طی پله ها .هندل کردن مهمونیا....ولی حس میکنم کم بوده یا باید همیشه اونطور باشه ...