من فکر کنم یک سال هست شاید بیشتر از شوهرم اعتبار برای گوشیم نخاستم از خرجی یا پول تو جیبیم میگیرم اصلا عادت ندارم بگم برام بگیر فقط ازش بیسکوییت بستنی میخوام اونم باهام دعوا میکنه میگه ضرر داره منم میگم دوست دارم بخورم خیلیم لجمو در بیاره میگم چشاتو باز میکردی انتخابم میکردی ک الان انقدر حرص نخوری . اصلا استرس نگیر این مردا اول زبون بودن بعد دست و پا در اوردن
من فکر کنم یک سال هست شاید بیشتر از شوهرم اعتبار برای گوشیم نخاستم از خرجی یا پول تو جیبیم میگ ...
بهش ظهر گفتم کاش قبل عقد چشامو وا میکردم ن خونه داره ن ماشین بهش گفتم پس انداز داری گفت نه منه احمق بازم زنش شدم. انقدرو داره میگ مگ تو پس انداز داری ک بمن میگی. میگم من زنم تو مردی پوزخند میزنه عصبی میشم از اداهاش.
خوب ببخشید نظر میدما چون من ی غریبم اشناهم باشم نباید دخالت کنم اما اگه بیکاره مادرتون نباید پول قبض حساب کنه همسرت باید یاد بگیره صبح پاشه بره بیرون حتی اگه بی کاره برای خودش یکار دست و پا کنه . نباید کسی حمایتش کنه تنها کسی ک میتونه حمایت کنه فقط خودتی نذار براش عادت بشه جلو تلویزیون خوابیدن بیکاری اگه حمایت نشه وقتی پولش ته بکشه خودش از پای تلویزیون بلند میشه
من بیچاره همسرم صبح ۵میره تا سه بعدش میره با ماشین کار میکنه تا ۹ شب یوقتایی خوابش میبره تو ماشین جمعه هم ک مبخواد استراحت کنه من همش غر میزنم . مرد باید کار کنه ... مگه تو این وضع اقتصادی میشه کسی دیگه خرجتو داد خانواده تو تا کی میخوان کمک کنن یجایی خسته میشن خودتم همینطور حتما با یکی ک حرف شنوی داره بحرف