اینکه میگم دعا کنید برام دوتا دلیل داره که از وجود مشکلاتم فقط خدا میدونه وخدا اون اولی امید به خودش که حلش کنه.
ولی اون یکی مشکلم اینه که مابه یه عروسی دعوت شدیم واجبه که بریم هرکاری کردم نریم نشد چون آشنای نزدیکه ونمیشه نرفت الان یه هفته س افسردگی گرفتم ودعا میکنم یه چیزی بشه نریم یا اگرم رفتیم دعا میکنم رفیقای شوهرم شوهرمو گولش نزنن به مشروب خوردن من چیکار کنم از این استرس در بیام وچطوری به شوهرم بگم نگرانم اون شب مصرف کنی به حالت عادی نمیخوره وترک کرده ولی تو عروسیا اگر رفیقاش باشن مطمئنا اصرار میکنن بخوره ومن یه راهکار برای منع کردنش میخام که لج وقهر نکنه باهام اون سری یه عروسی دیگه رفتیم بعد ها از زبونش در رفت یه کوچولو یه دوستام تعارف کرد خوردم من حامله م استرس برام خوب نیس ولی از فکرشم بیرون نمیام یه بچه هم دارم لطفا هر راهی وحرفی دارید بگید که بهش بگم ممنونم