ناشکری نمیکنم خدا.اما از وقتی باردار شدم احساس میکنم بین من و همسرم خیلی فاصله افتاده.قبلا بدون من هیچ جا نمیرفت اما الان با همکاراش شمال میره. با دوستاش از صبح تا عصر بیرون میرن.دفعه قبل دیدم ک لباس خونگی با خودش برده بعد ک اومد یواشکی اورد گذاشت توی کشو.بهش گفتم خونه رفته بودی گفت نه یکی از دوستامون ی اتاق حالت مغازه موکت شده داشت رفتیم دور هم بودیم اونجا.خ خ ناراحت شدم.ی ساک گذاشته توی صندوق عقب وسایل استخر و لباس خونگی هم توشه.هرچند ک من باردارم خیلی هوامو داره و بهم میرسه اما من خورد و خوراک و دارو بخوره تو سرم.فیلم میبینه چون نمیتونیم رابطه داشته باشیم بارداریم پرخطره.هرچند خودم اکثر اوقات ب روشایه دیگه نیازشو برطرف میکنم اما انگار به فیلمها عادت کرده.از لحاظ روحی داغونم.نگران زندگیمم.بهش بگم چیزی زود بهش برمیخوره و میگه اگه بمن اعتماد نداری دیگه این زندگی ب درد نمیخوره.
مهربان و ملایم باش، اجازه نده دنیا تو را زمخت و خشن نماید… به درد و رنج اجازه نده تو را بیزار نماید… به تلخی ها اجازه نده، شیرینی زندگیت را، از تو بربایند
خب تو بهش اجازه دادي ديگه من هيچوقت نميذاارم تنها بخواد بره شمال
منم هیچوقت نمیزاشتم یعنی خودش راضی نمیشد بدون من بره.اما چون همش استراحتم خیلی خودشو درگیر بارداری من کرده بود خسته شده بود بیحوصله بود منم گفتم ی روزه برن و برگردن.
هنوز نه به داره نه به باره اینکارارو میکنه.فردا ناسلامتی شما میخوای زایمان کنی. اونوقت ایشون میخواد چپ و راست بار سفر ببنده و با دوستاش بره خوشگذرونی و شما رو با بچه ی شیرخواره تنها بزاره. اصلا به هیچ عنوان زیر بار این وضعیت نرو که اگه عادت کنه سخت بتونی ترکش بدی
عزیزم جای نگرانی هم داره به نظر من بشین باهاش صحبت کن و بگو این راهش نیست هنوز نه به داره نه به با ...
ب فیلم ک معتاده شک ندارم.چون قبلا ی بار تو گوشیش دیدم بهش گفتم خیلی بی منطق جوابمو داد ک من ک نرفتم دختربازی ک میگی خیانت کردی اخه من گفتم فیلم دیدن هم ی جور خیانته.گفت پ برم دختربازی کنم ک آش نخورده و دهن سوخته نشه.الان برام اون لباس خونگی توی صندوق اصلا قابل هضم نیت.