2777
2789
عنوان

یه حس مزخرف

| مشاهده متن کامل بحث + 358 بازدید | 26 پست

عزیزم داری ظلم میکنی چرا جدا بخوابی؟؟؟بچه اولت خیلی کوچیکه خیییییلی.اصلا نترس هیچی به اونی که تو شکمته نمیشه ان شاءالله فقط حواست باشه و مواظب باش. حتما با دخترت بازی کن حتما چرا بازی نکنی اون بچه چی میفهمه . تو بغلت بگیرش بشین تو بغلت بگیر نمیگم سرپا وایسا که اذیت بشی اصلا از بغلت جدا نکن ولی از نظر من جاشو جدا نکن گناه داره خییییلی زوده.بزار تجربه خودمو بگم اختلاف بچه های من دوسال و ده ماهه یعنی پسرم دو سال و یک ماهش بود باردار شدم تا یه مدت که ویار لعنتی بعد هم شکمم بزرگ شد هی حواسم بود پسرم به شکمم نخوره طرف شکمم نیاد جاشو جدا کردم ضربه ای به این بچه زدم که خدا میدونه هیچ وقت از خودم نمیگذرم هرگز اضطراب گرفت ناخن هاشو میجوید تنهاشد. الانم که ۸سالشه اعتماد به نفسش کمه و رابطش با من احساس میکنم خوب نیست😭😭😭😭😭😭😭 بچه دوم که تو شکمه چیزی نمیفهمه دوستش داشته باش اما اما اما اولی مبادا فاصله بگیری ازش مبادا محبتت بهش کم بشه اونم بچه یک سالونیمه.

از کجا معلومه ک نا احت شه و حسادت کنه؟!!!من دیدم کوچولوهایی ک خیلی شادن از دیدن خواهر برادرشون حتی ب ...

اخه من وقتی بچه دیگرانو بغل میکنم یا نوازششون میکنم میبینم دخترم چقدر ناراحت میشه. گریه میکنه میاد بغلم محکم لباسمو میگیره و سرشو‌میزاره رو شونم گریه میکنه 😢

آنکه را خوبی کنیم هاری نگیرد آرزوست...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم

داری کاملا اشتباه فکر میکنی

اون بچه ای که الان تو شکم شما هست

هم خون دیاناعه

برادرشه

غریبه که نیست

حالا بزار به دنیا بیاد 

میبینی که چجود پشتیبان هم میشن اتفاقا

و هوای همو دارن

این حس هم الکی اومده سراغت

عزیزم داری ظلم میکنی چرا جدا بخوابی؟؟؟بچه اولت خیلی کوچیکه خیییییلی.اصلا نترس هیچی به اونی که تو شکم ...

وای از تمام چیزهایی که میترسم گفتی . من دق میکنم بچم اینجوری بشه. دیانام خیلی کوچیکه . دلم میخواد باهاش بازی کنم مثلا قبل باردار شدنم دوست داست بشینه رو شکمم سرشو بزاره رو سینم من با موهاش بازی کنم قصه بگم بعدش دیگه نشد . دوست داشت بغلش کنم قل بخوریم کلی میخندید اما دیگه نشد ... دوست داشت باهاش بپر بپر کنم منم بچه میشدم میپریدیم بالایه تخت و مبلو کلی قش میکرد از خنده اما دیگه نشد ... دلم برا دیانام کبابه. طفلکم از بازیهایی که دوست داشته منع شده بدون اینکه خودش بدونه چرا. 😢 خیلی وقتا میاد میخواد مثل قدیم بشینه رو شکمم خب نمیشه بچم میشینه بغل دستم سرشو میزاره رو سینم و من از ناراحتی فقط اشک‌میریزم که چه غلطی بود من کردم 😢😢😢

آنکه را خوبی کنیم هاری نگیرد آرزوست...
داري ناشكرى و بي انصافي ميكنى بايد خوشحال باشي هر گلى يه بوىي داره فقط ديانا خوبه؟اون طفل معصوم گناه ...

دلم میخواد دوسش داشته باشم خیلی با خودم کلنجار میرم اما نمیتونم . الان نمیتونم واقعا شاید به دنیا بیاد فرق بکنه‌ شاید دیانا کنار بیاد با قضیه شاید همه چیز برعکس بشه و اینجوری که الان حس میکنم نباشه. اما الاااان واقعا نمیتونم. اصلا در توانم نیست . 

آنکه را خوبی کنیم هاری نگیرد آرزوست...

الهی خیلی ناراحت شدم خودممـ دخترم ۱۵ماهشه اینقدر میترسم ناخواسته باردار بشم.

و اینکه اگه امکانش هست خودت و باباش تقسیم کار کنید و باهاش بازی کنید روانشناسا میگن کیفیت ارتباط با بچه مهمه نه کمیتش یکساعت خوب که باهاش باشی عالیه در ضمن بچه بعدی که بسلامتی اومد ضمن مراقبت از نی نی بیشتر حواس و محبتت به دیانا باشه اتفاقا دخترتم سرگرم نی نی میشه خوبه که 

در کل سخت نگیر کاریه که شده

                
وای از تمام چیزهایی که میترسم گفتی . من دق میکنم بچم اینجوری بشه. دیانام خیلی کوچیکه . دلم میخواد با ...

عزیزم کاملا درکت میکنم.باز هم خوبه عالیه فقط فاصله ننداز بین خودت و بچت اصلا.تاجایی که ممکنه بازی کن و بخندونش از نزدیکانت کمک بگیر برای کارهای خونت و خودت فقط به بچت برس اشتباه منو تورو خدا تکرار نکنه تا جایی که بهت آسیب نمیرسه تحمل کن و شادش کن و مثل قبل براش مادری کن خیلی خوبه سرشو بزار روسینت عالیه آروم میشه.کنار هم بخوابید.میدونی بچه شما خیلی کوچیکه هنوز به اون درک نرسیده که از خواهر و برادر جدید صحبت کنید براش سخت متوجه میشه باز پسر من تا دنیا اومدن دخترم نزدیک به سه سالش شد الهی بمیرم براش که مادر خوبی نشدم براش. اما یکی از فامیل های ما بخدا فاصله سنی بچه هاش مثل بچه های شما بود تو ۷،۸ ماهگی بچه اولیه رو بغل میکرد هرچی میگفتیم نکن اینکار رو میگفت نه اون یکی مهم نیست زیاد من اینو دارم الان این همه دنیامه وقتی دومی هم دنیا اومد قشنگ اولی رو میزاشت کنارش تو بغلش با اینکه سزارینی بود خیلز عذاب کشید ولی مادر و خواهرش خیلی کمک کردن خودش اکثر اوقات با بچه اولی بود مادرشینا دومی رو نگه میداشتن فقط شیر میداد جا عوض میکرد الان دومیه یک سال و نیمشه باور کن هنوز اولی رو توبغلش میخوابونه مادره انقدر وابستست به مادره با اینکه به دومی شیر خودش رو هم میده اینو شیر میده میخوابونه بعد میره اونو بغل میکنه میخوابونه بزرگه سه سالشه.ولی من بزرگترین اشتباه رو کردم. دوست عزیزم نمیخوام دخالت کنم فقط تجربم رو گفتم عذرمیخوام‌

الهی خیلی ناراحت شدم خودممـ دخترم ۱۵ماهشه اینقدر میترسم ناخواسته باردار بشم. و اینکه اگه امکانش هست ...

تروخدا اشتباه منو نکن . خیلی پشیمونم که بیشتر مراقب نبودم . فکر میکردم چون دخترمو دیر باردار شدم بازم دیر بارادر میشم و ازین حرفا اما یهو باردار شدم و الان واقعا پشبمونم

آنکه را خوبی کنیم هاری نگیرد آرزوست...
عزیزم کاملا درکت میکنم.باز هم خوبه عالیه فقط فاصله ننداز بین خودت و بچت اصلا.تاجایی که ممکنه بازی کن ...

این چه حرفیه عزیزم مرسی که تجربتو بهم گفتی ...

آنکه را خوبی کنیم هاری نگیرد آرزوست...
زنده باشی خدا دیانا رو برات حفظ کنه .نی نی هم ان شاءالله صحیح و سالم دنیا بیاد😍😍😍.مواظب خودت باش ...

ممنونم سلامت باشی عزیزم

آنکه را خوبی کنیم هاری نگیرد آرزوست...

ب نظر من ب جای غصه خوردن اطلاعاتتو بالا ببر کتاب بخون ک چجوری رفتار کنی ک دخترت اسیب نبینه

درک بچه ها تو این سن اندازه ما بزرگترا نیست ک بخاد غصه بخوره مگه اینکه باهاش بد رفتاری بشه

شما نباید موقعی ک عصبانی نیشی یا خسته یا وقتی دخترت کار بدی نیکنه دعواش کنی همین کافیه  بقیه اتفاقارو فراموش میکنه ضمن اینکه از چند ماه بعدترش ی هم بازی میشن واسه هم 

هر وقت فکرت منفی شد ب این بعد قضیع نگاه کن ک ی هم بازی واسه الان و ی پشتیبان واسه اینده ش بهش میدی الان باردارم هستی حساس تر شدی فاصله سنی بچه های من هشت ساله دختر بزرگم تو هشت سالگی  بیشتر اسیب دید چون متوجه همه چی میشد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792