ما همسایمون دختره جوون و خوشگل عقد بودن مشکل داشت با شوهرش
شوهره میرفته با خواهر اخری دختره ک مدرسه میرفته درد و دل میکرده عاشق هم میشن.اونا طلاق میگیرن.دختر اخری هم ی روز طلاها رو یواشکی بر میداره با پسر فرار میکنه رفت ی شهر دیگه زن پسر شد.الانم ی بچه ازش داره 😑دختر اولی ک کلا از لحاط روحی داغون شد.ولی خداییش اون اخری اللان تو خانواده شوهرش شرمنده نی 😯😯