من برای اواین بار رفتم دکتر درمانگاه نوبت من شد رفتم تو یه خانومی هم اون تو بود میخواست بره بیرون یهو یادش افتاد از دکتر پرسید ببخشید خانوم دکتر ارایش تو باردتری ضرر داره دکتر همچین داد زد سرش ک من بجای اون خانوم خودمو خیس کردم گفت خانوم کو تو ارایش داری دلت میخواد ارایش کنی ب ارتیش کن ب من چه بعد گفت نه عاخه میگفتن ضرر داره گفت من نمیدونم خیلی خشن بود بعد نوبت رسید ب من گفت چته گفتم اومدم واس کنترل گفت برو بیرون خانوم من اینجا کنترل نمیکنم😐😨
دفتر خاطرات 6 سال قبلمو پیدا کردم :) همش نوشتم کاش من و علی تا آخر عمر با هم بمونیم :| حالا نموندنمون هیچ :( چرا هر چی فکر میکنم یادم نمیاد علی کیه ؟ :/